حکایت رفاقت،حکایت سنگهای کنار ساحله.
حکایت رفاقت،حکایت سنگهای کنار ساحله.
اول یکی یکی جمشون میکنی تو بغلت،
بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا.
اما بعضی وقتا یه سنگای قیمتی گیرت میاد
که هیچوقت نمی تونی پرتشون کنی...
اول یکی یکی جمشون میکنی تو بغلت،
بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا.
اما بعضی وقتا یه سنگای قیمتی گیرت میاد
که هیچوقت نمی تونی پرتشون کنی...
- ۱.۱k
- ۲۵ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط