{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ت ازدواج اجباری

ت ۲ (ازدواج اجباری)

که با صدای جیمین برگشتم سمتش

جیمین:تو و کوک چطوری با هم آشنا شدید؟!
نبات :امروز با موتورش زد بهم و ب.....
جیمین :چی !حالت خوبه ،رفتی بیمارستان ؟!
نبات :جیمیننننن حالم خوبی خیلی محکم بهم نزد
جیمین :مطمئنی ؟
نبات :اره
جیمین :خوبه

با قطع شدن موزیک منو جیمین رفتیم سمت بچه ها،منو جیمین کنار هم نشستیم
جیمین و من از بچگی با هم دوست بودیم حتی یک بار هم از هم جدا نشدیم و تا الان
توی یک مدرسه درس میخوندیم،باهم در حدی صمیمی هستیم که بیشتر از من
از زندگیم خبر داره بله
تویه همین فکرا بودم که با صدای فلیکس به خودم اومدم

فلیکس:نباتتتتتت
نبات :چیه
فلیکس:حواست کجاست یه ربع دارم صدات میکنم
جیمین زیر لب گفت:به تو چه اخه
فلیکس:میگم میای جرعت حقیقت
نبات :ارههههههه مگه ومیشه من به جرعت و حقیقت نه بگم؟
کوک :جیمین تو بچرخون
جیمین :خب، جرعت یا حقیقت
فلیکس:حقیقت
جیمین :تو جمع رو کی کراشی؟
فلیکس :امممممم معلوم نیست
جیمین :نه خودت بگو
فلیکس:نبات
نبات :خیلی مسخره ای
فلیکس:چرا فکر میکنی دروغ میگم؟
هانول : راست میگه نبات خدایی خیلی خوشگلی
جیمین :خوبه خجالت زده نکنید
فلیکس:این دفعه من بطری رو میچرخونم

یسسسسس عالی شد
حالا میتونستم بفهمم دوست دختر داره یا نه

نبات :جرعت یا حقیقت😏
کوک:جرعت 😏

چیییییییی
چرا فکر کرد میتونه منو شکست بده ؟

نبات :زنگ بزن به دوست دخترت و بگو بیاد اینجا
کوک :دوست دختر ندارم
نبات :جدی
کوک :اره
نبات :خب حق داره کسی نیاد نزدیکت
جیمین :چرا ؟؟؟ هیکلش خوبه چهرش خوبه پولداره ادبم داره رمانتیکم هست چیش کمه ؟
فلیکس:جیمین داداش گی شدی؟(بچها واقعا معذرت میخوام)
نبات:😅 ادب نداره تازه کور هم هست(ببخشید)
جیمین :ها
کوک:هیچی، بطری رو من میچرخونم
هانول :جرعت یا حقیقت
نبات :جرعت
هانول :برو از اون پسره شماره بگیر
جیمین:چرت نگو هانول
نبات :اشکالی نداره جیمین ، کدوم پسره ؟

هانول با دست به یه پسر خوشتیپ که داشت مشر*وب می‌خورد
اشاره کرد
نبات :حله

رفتم سمت اون پسره

نبات :سلام
پسره :سلام خوشگله
نبات :اسمتون چیه؟
پسره: تهیونگ
نبات:اوه چه اسم باحالی
ته :ممنون ،وشما؟
نبات: نبات
ته :اسمت قشنگه ولی من شکلات صدات میکنم
نبات :منم صدات میکنم ته
نبات :امممم خب میشه شمارتو بهم بدی
ته:البتهههههه

شمارشو بهم داد
منم رفتم سمت بچه ها

هانول:واقعا شمارشو گرفتی
نبات :بنظرت چیزی هست که من بخوام و نشه؟
جیمین:نه، بیا بشین

با دست به کنارش اشاره کرد
دلم نوشیدنی میخواست برای همین به جیمین که بغلم بود اروم گفتم
نبات:جیمین
جیمین:جانم
نبات:یه نوشیدنی بهم میدی
جیمین:امممم

دوتا نوشیدنی باز کردن یکی داد به من یکی هم خودش گرفت
************************************
ویو جیمین
نبات:جیمین لطفاااااااا
جیمین:نه بعدا
نبات:فقط یکمممم

داشتم با نبات سر و کله میزدم که دیگه نباید نوشیدنی بخوره
که فلیکس با لحن شیطونی گفت

فلیکس:نبات چی میخواد ؟!!!
جیمین:به تو چه🙄🙄
فلیکس :چرا احساس میکنم یه خبرایی هست؟
جیمین :همیشه یه حس غلط داری
هانا:بسه دیگهههههه
نبات :جیمین فقط یک بطری دیگههههه

اومدم جواب نبات رو بدم که گوشیم زنگ خورد جواب دادم

پ.جیمین:جیمین
جیمین:الو چی شده بابا؟!!
پ.جیمین:مادرت حالش بد شده اومدیم بیمارستان ******زود بیا
جیمین :باشه زود خودمو میرسونم

اومدم برم که یادنامه افتادم نمیتونستم برسونم باید زود میرفتم

جیمین:کوک میشه تو نبات رو برسونی من نمیتونم باید زود برم
کوک:ا...ا...ره.....اره
جیمین:ممنون

و بعد سریع زدم بیرون

ویو کوک
تازه به خودم اومدم و فهمیدم که چی گفتم اههههه گندش بزنن

نبات:فقط یه نوشیدنی فقط یکی‌یکی
کوک :پوففففففف
نبات :هیییییییی چطور جرعت میکنی به من بگو پوفففف
کوک:عقل نداری راحتی بخدا
نبات:نه اینکه تو خیلی باهوشی

برآید استایل بغلش کردم که از ترس اینکه بیفته دستشو دور گردنم حلقه کرد و من به سمت بیرون رفتم
با موتور که نمیتونم ببرمش
کوک:سوئیچت کو
نبات:تو جیبم
کوک:باشه

سوار ماشین شدیم که..........
*****************
بچها نظرتون رو لطفا بهم بگید 😘😉
دیدگاه ها (۹)

سیسی مون رو فالو کنیدددددایدیش:https://wisgoon.com/989361_15...

خواهرم فالو شهههههههپیجش:https://wisgoon.com/989080_1198

سلامممم بچها پارت دوم رمان ازدواج اجباری رو چند بار نوشتم ول...

سلاممممممممممم خودم ادیت زدم چطوره؟

(پارت 1. ازدواج اجباری)جونگ کوک:بابا گفتم که من نمیخوام با ک...

جرعت یا حقیقت!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط