{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند ابلیس، زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه فرعون خوشه ای

گویند ابلیس، زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد، ابلیس به او گفت: آیا کسی می تواند این خوشه انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟
فرعون گفت: نه.
ابلیس با شیوه مخصوص خودش (جادوگری و سحر) آن خوشه انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد.
پس فرعون تعجب کرد و گفت: آفرین بر تو که استاد و ماهری.
ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت چگونه دعوی خدایی می کنی؟
دیدگاه ها (۱۳)

️دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید ع...

دلبرم رفت و دلم رفت به دنبال دلشاو به دنبال رقیب و دل به دنب...

نام های اصیل ایرانی. آنا- سانا- ساینا- سارینا- رسپینا- راسپ...

در هیاهوی زندگی دریافتم ،چه بسیار دویدن‌ها که فقط پاهایم را ...

قصه ششم: خطبه قاصعهفتنه از کجا شروع می‌شود؟ روایتی از کوبنده...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

وعده های خیالی، معاهدات توخالی🔻 «آنچه به ما گفتند که در معاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط