{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از مدتها عکسشو دیدم

بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم،
فهمیدم اصلاً جذاب نیست.
رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست.
شوخی‌هاش هم اصلاً خنده‌دار نیست.
و آدم‌هایی که کنارش هستن اصلاً آدم‌های خوشبختی نیستن.
فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود.
اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم.
دیدگاه ها (۰)

خندیدناش ..گریه کردناش.. غذا خوردنش..نگاه های خمارش..عصبی شد...

کدوم وایب رو میدم؟

دزیره بودن سخته اونم وقتی میدونی ناپلئون قرار نیست مال تو با...

بارها و بارها اتاقمو مرتب کردم اما فهمیدم اونی که بهم ریختس ...

اوسیای قدیمی/معرفی

جیمین (Jimin):جیمین همون لحظه سرخ میشه. یه "اهم" می‌کنه و سع...

به عنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردمپارت ۱خدمتکار ۱:لیلی ساما کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط