{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم،

بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم،
فهمیدم اصلاً جذاب نیست.
رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست.
شوخی‌هاش هم اصلاً خنده‌دار نیست.
و آدم‌هایی که کنارش هستن اصلاً آدم‌های خوشبختی نیستن.
فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود.
اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم.
دیدگاه ها (۰)

بعضی از شوخی ها اصلا قشنگ نیست که متاسفانه بیشتر از طرف آقای...

اون لحظه که فکر می‌کنن چون همیشه می‌خندی، چیزی از غصه حالیت ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

intertwined fate of two enemies-part 4

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

رمان عشق ممنوع

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

dark life = 39

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

Destiny part 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط