انتقام خونین
انتقام خونین
پارت۲۰
ویو جین
ای نازنین که با کوک میزی سر قرار هوممم یک بلایی سرت بیارم من بهت فرصتی دادم ولی خودت نخواستی
فلش بک به یک سال پیش که
جین به نازنین......اعتراف کرد
نازنین داشت پیاده روی میکرد که جین اومد جلوش
نازنین:جین
جین: خوب منو میشناسی
نازنین:درسته تورو خوب میشناسم برادر واقعی رومینا
جین:هع اسم اونو به زبون نیار ازش خوشم نمیاد
نازنین:درست صحبت کن.....اون چیه پشتت چیکارم داری
جین:خب....می...من ....من دوست دارم(گل رو از پشتش درآورد وزانو زد)
جین:نازنین میشه همیشه همراهم باشی .....من از اولین باری که دیدمت عاشقت شدم
نازنین:(گل رو گرفت)هومممم(گل رو پرت کرد روی زمین)توی خوابت ببینی من از کسی که دوستم ازش بدش بیاد متنفرممم
جین:نه ......من تورو دوست دارم(داد)
نازنین:(پشتش رو کرده و اره صحبت می کنه)گمشو (هوشه با ورد واید هندسام درست صحبت کن)
جین:ههههه باشه ولی بعداً پشیمون میشی
نازنین:هیچ وقت
(فلش بک تموم شد)
جین:براتون دارم🔪👿
فلش بک به اتاقک نازنین کوک
(هشدار سنین زیر ۱۴سال)
کوک:بیبی
نازنین:بله
کوک:دوست دارم
نازنین:ولی من عاشقتم (عاشقتم رو یکم بلند تر گفت)
کوک:توی جیگرم(بوسید~ش)
و بقیه اتاقک ها هم کار خاصی نکردن
فلش بک بعد تموم شدن تمام بازی هاشون نشستن روی زمین
نازنین:میگم کوک می ازدواج می کنیم(اوه چه عجله )
کوک:هر وقت بانو بگه
نازنین:اوممم.........(یکم فکر)خب آخر این هفته چطوره؟؟؟
کوک:خوبه
(الان سه شنبس توی رمان)
رومینا:اوه....تایم خوبیه
نازنین:چی میخوای بپوشی؟؟
رومینا:دیگه دیگه
یونگی:لباس باز نپوش
رومینا:به ت چ
رومینا:جیهوپ آبجو بده
نازنین:برات خوب نی
رومینا:می خواممممممم
وی:بیا(شراب داد بهش)
رومینا:بچه خر میکنی این شرابه
آرام:حداقل بهتره
رومینا:من دوست دارم برم(گریه)هققق....عمل دوس...هققق....ت ندارم...
جیمین:نباید حتی بهش شراب هم میدادیم
رومینا:من این زندگی.....هق....دوست.... هقققق...ندارم من اونو می خوامش.... هقققققققققققق......دلم برای بازی کردن باهاش تنگ شده
کوک:منظورت کیه
نازنین:داره چرت وپرت میگه
رومینا:نه دارم راستشو میگم(گریه تموم شده بغض کرده)
یونگی:با کسی توی رابطه بودی
رومینا:نه هیچ وقت
جیمین:پس چی میگی
رومینا:..........
پارت۲۰
ویو جین
ای نازنین که با کوک میزی سر قرار هوممم یک بلایی سرت بیارم من بهت فرصتی دادم ولی خودت نخواستی
فلش بک به یک سال پیش که
جین به نازنین......اعتراف کرد
نازنین داشت پیاده روی میکرد که جین اومد جلوش
نازنین:جین
جین: خوب منو میشناسی
نازنین:درسته تورو خوب میشناسم برادر واقعی رومینا
جین:هع اسم اونو به زبون نیار ازش خوشم نمیاد
نازنین:درست صحبت کن.....اون چیه پشتت چیکارم داری
جین:خب....می...من ....من دوست دارم(گل رو از پشتش درآورد وزانو زد)
جین:نازنین میشه همیشه همراهم باشی .....من از اولین باری که دیدمت عاشقت شدم
نازنین:(گل رو گرفت)هومممم(گل رو پرت کرد روی زمین)توی خوابت ببینی من از کسی که دوستم ازش بدش بیاد متنفرممم
جین:نه ......من تورو دوست دارم(داد)
نازنین:(پشتش رو کرده و اره صحبت می کنه)گمشو (هوشه با ورد واید هندسام درست صحبت کن)
جین:ههههه باشه ولی بعداً پشیمون میشی
نازنین:هیچ وقت
(فلش بک تموم شد)
جین:براتون دارم🔪👿
فلش بک به اتاقک نازنین کوک
(هشدار سنین زیر ۱۴سال)
کوک:بیبی
نازنین:بله
کوک:دوست دارم
نازنین:ولی من عاشقتم (عاشقتم رو یکم بلند تر گفت)
کوک:توی جیگرم(بوسید~ش)
و بقیه اتاقک ها هم کار خاصی نکردن
فلش بک بعد تموم شدن تمام بازی هاشون نشستن روی زمین
نازنین:میگم کوک می ازدواج می کنیم(اوه چه عجله )
کوک:هر وقت بانو بگه
نازنین:اوممم.........(یکم فکر)خب آخر این هفته چطوره؟؟؟
کوک:خوبه
(الان سه شنبس توی رمان)
رومینا:اوه....تایم خوبیه
نازنین:چی میخوای بپوشی؟؟
رومینا:دیگه دیگه
یونگی:لباس باز نپوش
رومینا:به ت چ
رومینا:جیهوپ آبجو بده
نازنین:برات خوب نی
رومینا:می خواممممممم
وی:بیا(شراب داد بهش)
رومینا:بچه خر میکنی این شرابه
آرام:حداقل بهتره
رومینا:من دوست دارم برم(گریه)هققق....عمل دوس...هققق....ت ندارم...
جیمین:نباید حتی بهش شراب هم میدادیم
رومینا:من این زندگی.....هق....دوست.... هقققق...ندارم من اونو می خوامش.... هقققققققققققق......دلم برای بازی کردن باهاش تنگ شده
کوک:منظورت کیه
نازنین:داره چرت وپرت میگه
رومینا:نه دارم راستشو میگم(گریه تموم شده بغض کرده)
یونگی:با کسی توی رابطه بودی
رومینا:نه هیچ وقت
جیمین:پس چی میگی
رومینا:..........
- ۲۰۷
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط