و ای بلبل خوش نوا آرام آرام نغمه سر ده تا او هوشیار نشود
و ای بلبل خوش نوا آرام آرام نغمه سر ده تا او هوشیار نشود ٬ و تو ای طبیعت زیبا و غم انگیز آغوش بگشا دلبر دیروز و نا مهربان امروز را در بر گیر ٬ اندامی را در بغل گیر که زمانی غم و اندوه در بر گرفته بودش چون با من هم پیمان شده بود و ... ای خانه ی تاریک گور من ! اندوه مخور به سویت خواهم آمد و تو ای یار دیروز و ای بی وفای امروز و ای شادی کن فردا ! ای عزیزتر از جان زیر آسمان پر ستاره بخواب ٬ فقط به آسمان نظاره کن و در میان ستارگان ساعتی که ستاره ی من غروب می کند آگاه باش ! ای زیبا یار من ! از تو می خواهم روی سنگ قبر من ٬ نام من را قربانی عشق نقش کنی و اگر خاطرات دوران وصالمان را بیاد داشتی با قطره ی اشکی که در حیاتم در کنارم دریغ کردی بر تربت من بریزی و من را از لگد مال کردن غرور خود دلشاد کنی ... خداحافظ عشق جاودان من ...
- ۱.۹k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط