باباجونم دیگه دختری بدی شدم حرف هیچکسو گوش نمیدم الان دو
باباجونم دیگه دختری بدی شدم حرف هیچکسو گوش نمیدم الان دو هفته هس مامانو آبجی باهام قهرن دلم تورو میخواد نکنه توام قهر کردی بامن که دیگه به خوابم نمیای دلم اون لحظه ای رو که میخواستن بزارنت تو خاک ی بار دیگه بغلت کنم ولی دایی علی وپسر عمو نذاشت بغلت کنم ولی آبجی بغلت کرد وحسرت این موند رو دلم .... شد ی عقده ی بغض ..... اسمت که میاد اشکام میریزه همه میگن خاک سرده اما کو؟؟ کو اون سردی؟؟ داغت دوباره زنده شده بیا به خوابم تا بغلت کنم بوسم کن باهام حرف بزن بزاراروم شم ... هنوز سخته باورش بابایی یادته بهم میگفتی دخمل مظلومم حالا دیگه این دخملت تحمل نداره .بااینکه دیگه کنارمون نداریمت اما هنوزم عزیز از تراز تو مامان نیست امروز خیلی دلم گرفته خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی همه خاطرات باز اومدن از ذهنم رد شدن باز بی تاب وبی قرارم دلم می خوادت خیییلی میخوادت ... الان خیلی دلم دستاتو میخواد دلم صدات، بغلت....دلم واست ی ذره شده واسه اون موقعها که صدات کنم بگی جونم بابا چـــــــرارفتی وتنهام گذاشتی چراااااا؟؟؟
همه تنهام گذاشتن همه،، من بد م من اخلاقم سگیه چرااونا بدشدن؟ چرامامانم ابجی باهام قهر کردن؟ دیگه تحمل این همه حجم دلتنگیو ندارم کاش ی راهی بود منم میومدم پیش تو آبجی هرسه تایی خوش بودیم :'(
همه تنهام گذاشتن همه،، من بد م من اخلاقم سگیه چرااونا بدشدن؟ چرامامانم ابجی باهام قهر کردن؟ دیگه تحمل این همه حجم دلتنگیو ندارم کاش ی راهی بود منم میومدم پیش تو آبجی هرسه تایی خوش بودیم :'(
- ۶.۵k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط