بابا جون انقدر بی صدارفتی که مرااز خواب رویایی بیدار نکرد
بابا جون انقدر بی صدارفتی که مرااز خواب رویایی بیدار نکردی جایی رفتی که تصورش عجیب سخته ... خونه رو توغرق سکوت کردی ورفتی مرابا غم رها کردی ورفتی .... میگن مرگ حقه اما نه به این زودی بابا جونم آخه چرا همه چیز بر خلاف آرزوهام میگذره؟؟ ازساعتها وروزها که نیمدی خیلی خسته ام دلم دیگه تاب این حجـــــــم دلتنگی رو نداره دیووونتم دلم برات تنگ شده چراصدامو نمیشنوی چــــــــــــــــــــــــــــــرررا؟ چرانمیای تو خوابم من دارم زجر میکشم دیگه طاقت ندارم نمیدونم دلم لک زده واسه لحظه هایی که تو بودی کاش ی راهی بود بین این دنیا واون دنیا که شده حتی سالی یکبار واسه چند ثانیه فقــــــــــط چند ثانیه میشد بیام بغلت کنم ... نگام کن من دیونه شدم از دوریت از دلتنگیت ...از وقتی تو رفتی همه چی رفته همه چـــــــــــــی ...زندگی، شادی، امید، همه چیز نابود شد ... کاش میشد بیام پیشت همیشه وقتی میگفتن تو دنیا عزیزتراز پدر مادر کسی نیست درک نمیکردم نمی فهمیدم یعنی چی ..تازه به درک این جمله رسیدم که عزیزتراز تو مامان کسی نیست
هیچـــــــــــــــــــــــکس
هیچـــــــــــــــــــــــکس
- ۵.۳k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط