صبح را درآغوش گرفتم
صبح را درآغوش گرفتم
دستهایم
خیابان نخستین تابش آفتاب شدند و
معبری برای چشمان تو
دهان کوه را بوسیدم
لبانم چشمهای شدند
و زمزمههایت از نو درخشیدند ...!
دستهایم
خیابان نخستین تابش آفتاب شدند و
معبری برای چشمان تو
دهان کوه را بوسیدم
لبانم چشمهای شدند
و زمزمههایت از نو درخشیدند ...!
- ۵۴۳
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط