🍂 پاییز از چشمان من شروع شد...
🍂 پاییز از چشمان من شروع شد...
از برگ ریزان دلم...
از نارنجیِ سکوتم...
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید...
پاییز...
نگاه خشکیده ی من بود
بر تنِ خسته ی کوچه
و عشق نافرجامی
که داشت کم کم غروب می کرد...
از برگ ریزان دلم...
از نارنجیِ سکوتم...
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید...
پاییز...
نگاه خشکیده ی من بود
بر تنِ خسته ی کوچه
و عشق نافرجامی
که داشت کم کم غروب می کرد...
- ۲.۵k
- ۲۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۶۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط