معرفی ادامه فیک شب دردناک
معرفی ادامه فیک شب دردناک......
فصل سوم
تعداد پارت : نامعلوم
نویسنده: میونها
شخصت های اصلی :
پارک جیمین ۲۵ ساله
کیم ات ۱۶ ساله
کیم تهیونگ
جئون سوجین
جئون جونکوک
جئون می چا ۲۰ ساله خواهر جی کی یا همون جیمین
پارک ایل یانگ ۲۵ ساله دختره ایل سونگ و جی که یوکی بزرگش کرده
چوی میجی ۲۴ دختر شوهوآ و هیونگ نین
هان سئوک ۲۵ ساله
هان جول سو پدر هان سئوک
هان سوزی ۲۳ ساله خواهر کوچیک تر هان سئوک
پارک ات / ج ( هر کس فصل 1 و 2 را خونده باشه میفهمند که ات /ج همسر جونکوک مادر جی کی گفته میشه )
کمتر از سن ۱۴ اجازه خواند این فیک رو نداره + ۱۴
تاریخ دوباره تکرار میشد تاریخ ای که تکرارش اصلا فکر هیچ آدمی نمیآمد ولی با فرد ظالم و بیرحم جدی و سرد خشن این تاریخ دوباره تکرار شد با گفتن کلمه ای که دختری جوان و با اخلاق شیطون همراه با خانواده اش به کره آمد ولی میدانید داستان اینجا رو آدم شوکه میکنه که همون دختره طراح بدن نازک اش زیر بدن ورزیده جئون جونکوک میبود و هر وقت در این لحظه دردناک فقد گریه کردن درمانش میشد هرروز و هر شب اینجوری را در خانه جونکوک میگذراند و هر دو بیشتر درد میکشید روز ها و روز ها به همان طور میگذشت تا اینکه در یک شب این درد به پایین میرسید بلایی که سره دختره آورد بیشتر از مرگ بود با بدنام کردن اسم این دختر فکر میکرد انتقام خواهرش را گرفته بود ولی این باعث افتادنش تو چاله خودش بود چاه ای که برای آن دختر درست کرد پا خودش را در گیر کرد اون پسر تو عشق دختره اسیر شده بود اون اتفاق ای که برایش پیش آمد او ر*ابطه وحشیانه ای که باهاش داشت باعث یه اتفاق کوچولو و قشنگ برایش شد اون اتفاق برایش خیلی خیلی زیبا بود اون زیبا ترین لحظه ای را تجربه کرد .....
برادرش ایل سونگ که برای تغذیه و سرگیجه حالت تهوع و دید چشم های سیاه خواهرش را میبره به بیمارستان و ازش آزمایش میگیره تا فقد بفهمه که خواهرش چش شده نکنه سوءتغذیه ای یا چیزه بدتر باشه ولی آن دکتر مهربان یک خبره را برای آن ها به گوش گذاشت ..... خانم ات حامله هستند ) این بهترین خبری برای آن دختر بود ..... چند مدت بعد با امضاء کردن کاغذ دیگه هر دو یک نفر شدن جئون جونکوک و پارک ات 9 ماه بعد اش
بعد از به دنبال آمد پسر خوشگل زیبا و کیوت که بیشتر شبیح به موچی بود"جی کی" زندگی برای هر دو تغییر کردن.....
بعد از مدتی جونکوک دوباره برای کاری به کره میآمد و میونه ان زوج دوباره درست شد میشد با بودن جی کی .. بعد از تولد سه سالگی جی کی این خانواده خوش بخت به آمریکا میرن...... خب اینجا داستان چیزی هست که این همه مدت منتظرش بودن از نوع خودم که نویسنده اش هستم خب بریم ادامش رو ....
فصل سوم
تعداد پارت : نامعلوم
نویسنده: میونها
شخصت های اصلی :
پارک جیمین ۲۵ ساله
کیم ات ۱۶ ساله
کیم تهیونگ
جئون سوجین
جئون جونکوک
جئون می چا ۲۰ ساله خواهر جی کی یا همون جیمین
پارک ایل یانگ ۲۵ ساله دختره ایل سونگ و جی که یوکی بزرگش کرده
چوی میجی ۲۴ دختر شوهوآ و هیونگ نین
هان سئوک ۲۵ ساله
هان جول سو پدر هان سئوک
هان سوزی ۲۳ ساله خواهر کوچیک تر هان سئوک
پارک ات / ج ( هر کس فصل 1 و 2 را خونده باشه میفهمند که ات /ج همسر جونکوک مادر جی کی گفته میشه )
کمتر از سن ۱۴ اجازه خواند این فیک رو نداره + ۱۴
تاریخ دوباره تکرار میشد تاریخ ای که تکرارش اصلا فکر هیچ آدمی نمیآمد ولی با فرد ظالم و بیرحم جدی و سرد خشن این تاریخ دوباره تکرار شد با گفتن کلمه ای که دختری جوان و با اخلاق شیطون همراه با خانواده اش به کره آمد ولی میدانید داستان اینجا رو آدم شوکه میکنه که همون دختره طراح بدن نازک اش زیر بدن ورزیده جئون جونکوک میبود و هر وقت در این لحظه دردناک فقد گریه کردن درمانش میشد هرروز و هر شب اینجوری را در خانه جونکوک میگذراند و هر دو بیشتر درد میکشید روز ها و روز ها به همان طور میگذشت تا اینکه در یک شب این درد به پایین میرسید بلایی که سره دختره آورد بیشتر از مرگ بود با بدنام کردن اسم این دختر فکر میکرد انتقام خواهرش را گرفته بود ولی این باعث افتادنش تو چاله خودش بود چاه ای که برای آن دختر درست کرد پا خودش را در گیر کرد اون پسر تو عشق دختره اسیر شده بود اون اتفاق ای که برایش پیش آمد او ر*ابطه وحشیانه ای که باهاش داشت باعث یه اتفاق کوچولو و قشنگ برایش شد اون اتفاق برایش خیلی خیلی زیبا بود اون زیبا ترین لحظه ای را تجربه کرد .....
برادرش ایل سونگ که برای تغذیه و سرگیجه حالت تهوع و دید چشم های سیاه خواهرش را میبره به بیمارستان و ازش آزمایش میگیره تا فقد بفهمه که خواهرش چش شده نکنه سوءتغذیه ای یا چیزه بدتر باشه ولی آن دکتر مهربان یک خبره را برای آن ها به گوش گذاشت ..... خانم ات حامله هستند ) این بهترین خبری برای آن دختر بود ..... چند مدت بعد با امضاء کردن کاغذ دیگه هر دو یک نفر شدن جئون جونکوک و پارک ات 9 ماه بعد اش
بعد از به دنبال آمد پسر خوشگل زیبا و کیوت که بیشتر شبیح به موچی بود"جی کی" زندگی برای هر دو تغییر کردن.....
بعد از مدتی جونکوک دوباره برای کاری به کره میآمد و میونه ان زوج دوباره درست شد میشد با بودن جی کی .. بعد از تولد سه سالگی جی کی این خانواده خوش بخت به آمریکا میرن...... خب اینجا داستان چیزی هست که این همه مدت منتظرش بودن از نوع خودم که نویسنده اش هستم خب بریم ادامش رو ....
- ۱۱.۸k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط