فصل۳ ( شب دردناک )
فصل۳ ( شب دردناک )
پارت ۱۶۴
تاریخ برای بار دوم داشت تکرار میشد
سوجین بعد از نقشه ای که با دوست پسرش کشید خودش را برای نجات دختر بچه مینداخت تو آب و آن دختر را نجات میداد خب نجاتش هم داد و با بیرون رفت از برکه سوار ماشین ای که برایش فرستاده بود میشه و همه خانواده اش را رها میکنه و میره .... دوست پسرش از اون های کل گنده بود با انداخت جسد دختری به سن خودش سوجین و عوض کردن صورت اش همه باورشان شدن که سوجین مرده!
در حالی که سوجین همراه با دوست پسرش کیم تهیونگ ازدواج کرد رفتن به آمریکا و صفحه سفیدش را باز کرد و به خوبی و خوشبختی
زندگی میکردن .... ولی در زندگی آن ها یه مشکلی پیش آمد سوجین نمیتونست حامله بشه کلی دارو و دکتر هر روز و هر شب به بیمارستان میرفت خوردن دارو
و دارو های گیاهی طلسم های که مادر شوهرش برایش میآورد تا عروسش حامله بشه و بلخره موفق هم شدن ....
تاریخ به تکرار دوباره میرسه...... درست ۲۰ سال گذشته بود از رفتن جونکوک و همسرش .... ولی تو این ۲۰ سال فقد ده سال اش جی کی با جونکوک و مادرش بود بعد بعد ده سال رفت .... برای تحصیل و درس های اش علاقه اش به طراحی را دنبال میکرد ولی این فقد یک ظاهر سازی بود .
جی کی بعد از ۱۵ سالگی از پدر و مادرش درخواست کرده بود تا اسم اش را عوض کنه و پدر مادرش حرفش را زمین ننداخت و اسمش را به جیمین ترجیه داد و دیگه جی کی نبود بلکه جیمین بود ...
پسری با لب های غنچه ای مثل لب های مادرش چشم های گرد مثل چشم های پدرش و اخلاقش را هیچ کس نمیدانست که به کی رفته پسر جدی سرد و اخلاق تند مثل فلفل ..
پارت ۱۶۴
تاریخ برای بار دوم داشت تکرار میشد
سوجین بعد از نقشه ای که با دوست پسرش کشید خودش را برای نجات دختر بچه مینداخت تو آب و آن دختر را نجات میداد خب نجاتش هم داد و با بیرون رفت از برکه سوار ماشین ای که برایش فرستاده بود میشه و همه خانواده اش را رها میکنه و میره .... دوست پسرش از اون های کل گنده بود با انداخت جسد دختری به سن خودش سوجین و عوض کردن صورت اش همه باورشان شدن که سوجین مرده!
در حالی که سوجین همراه با دوست پسرش کیم تهیونگ ازدواج کرد رفتن به آمریکا و صفحه سفیدش را باز کرد و به خوبی و خوشبختی
زندگی میکردن .... ولی در زندگی آن ها یه مشکلی پیش آمد سوجین نمیتونست حامله بشه کلی دارو و دکتر هر روز و هر شب به بیمارستان میرفت خوردن دارو
و دارو های گیاهی طلسم های که مادر شوهرش برایش میآورد تا عروسش حامله بشه و بلخره موفق هم شدن ....
تاریخ به تکرار دوباره میرسه...... درست ۲۰ سال گذشته بود از رفتن جونکوک و همسرش .... ولی تو این ۲۰ سال فقد ده سال اش جی کی با جونکوک و مادرش بود بعد بعد ده سال رفت .... برای تحصیل و درس های اش علاقه اش به طراحی را دنبال میکرد ولی این فقد یک ظاهر سازی بود .
جی کی بعد از ۱۵ سالگی از پدر و مادرش درخواست کرده بود تا اسم اش را عوض کنه و پدر مادرش حرفش را زمین ننداخت و اسمش را به جیمین ترجیه داد و دیگه جی کی نبود بلکه جیمین بود ...
پسری با لب های غنچه ای مثل لب های مادرش چشم های گرد مثل چشم های پدرش و اخلاقش را هیچ کس نمیدانست که به کی رفته پسر جدی سرد و اخلاق تند مثل فلفل ..
- ۱۹.۹k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط