سلامممم

سلامممم
________
یه میکاپ خیلی کم کردم رفتم پایین و بله مثه همیشه مامان بابام درحال دعوا بودن هوففففف از دعواهاشون خسته شدم که اونجا بود اجوما و خدمتکارا بودن و بوی کیک اجوما حالمو بهتر میکرد☺️
ا/ت:به به چه بویی راه انداختی اجوما جونم🫠
اجوما:هومم میبینم خوشگل کردی بیا بشین برات کیک درس کردم
ا/ت:چشششش
اجوما کیکو آورد منم خوردم و رفتم

3 دقیقه بعد

سوار موتورم شدم( اسلاید 2 فقط لباساش اینطوری نیس)و زنگ زدم به دوستم(هایون)
...بوق...بوق...بوق.....

هایون:الو سلام
ا/ت:سلام خوبی؟
هایون:اره تو خوبی؟
ا/ت:ممنون چیزه من می‌خوام برم وسایلم رو بخرم میایی بریم خرید؟
هایون:اره کی میای
ا/ت:10 دقیقه ی دیگه
هایون:باش من برم آماده شم بای
ا/ت:بای
(بچه ها می‌خوام علامت ا/ت_ این باشه
و علامت هایون _#)
پرش زمانی به 10 دقیقه بعد

ویو ا/ت
رفتیم دنبال هایون و رفتیم سمت بزرگترین پاساژ کره(بچه ها حوصله ندارم خلاصه میکنم رفتن کلی خرید کردن و هایون رفت)
بعد اینکه با هایون خداحافظی کردم میخواستم برم سمت موتورم که به یه ماشینی که معلومه مدل بالا بود خوردم و افتادم لباسم کثیف شد و با نوشیدنیم کوبیدم تو شیشه ماشین بعد همه ی بادیگاردای ماشین اومدن طرفم اما با حرف رئیسشون وایسادن اون مرده از تو ماشین اومد بیرون یکم قیافش آشنا بود فک کنم یه جایی دیدمش یکم بیشتر دقت کردم برگام ریخت چون ا..و....ن.......

بنظرتون کی بود؟
دیدگاه ها (۰)

😎😏🥰

میتونی رو شوگا حساب کنی🤗☺️

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط