{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 2

بعد گفت
البته طی مرحله تی مال من میشه
ا.ت .توچجور جرات میکنی به من دست بزنی ها خیلی عوضی(هررر درست صبت کن)
کوک. با من درست صحبت کن تا الان مراحاتتو کردم (عصبانی)
حالا بیا صبحونه بخور
ا.ت . چجوری میخواد از گلوم پایین بره
کوک .*خنده*
ا.ت .‌ میخوام برم حموم بعد میام
*۵ مین بعد*
پامو ،گذاشتم برون که کوک پرد جلوم و سکته کردم
ا.ت‌ مریضی‌‌یییی(با داد)
کوک نه دکترم ببخشید اشتباه گرفتی(خنده بسیار)
ا.ت دیوونه(خنده)

*شب*
کوک.الان وقتشه(تودلش)
کوک ا.ت برو تو اتاق
ا.ت . یا خدا چرا
کوک. گفتم برو(داد)
ا.ت رفتم رو تخت دراز کشیدم کوک هم اومد گفت اوم لباست در بیار
ا.ت نههه

اصمات هست 🚫🚫🚫
ویو کوک
هه گفت نه حمله ور شدم روش و لباسشو جر دادم اون میگفت تروخدا کوک نکن اما من یه لحطه هم گوش ندادم
ا.ت اخه چرا چرا لطفا من نمیتونم(گریه)
داشتم گریه میکردم که روی لبام حمله ور شد و منو داگی کرد و عضلشو تنظیم کرد و وارد کرد یه یه جیغی کشیدم ........

ادامه دارد

ویو کوک
هه گفت نه حمله ور
دیدگاه ها (۷)

سر امتحانا یادم افتاده اتاق تزئین کنم که آخر ریدم

سلام بچه ها میخوام یه رمان که همه اعضا توش هستن بزارم اسم رم...

Part 15

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط