تک پارتی از چان
تک پارتی از چان
شب بود که چان اومد کنارت و محکم بغلت کرد و سرشو تو گردنت کرد و گفت : عشقم خیلی وقته که بهم توجه نمیکنی دیگه تو با یه صدای مهربون گفتی: عشقم کارام جدیدا خیلی زیاد شده نمی تونم زیاد باهات وقت بگذرونم چان با بغض از کنارت پاشد و گفت : خب هرچی که میخواد واسه خودش باشه باشه منم نیاز به توجه دارم . اینو گفت و رفت تو اتاق و درو بست و رفت رو تخت و آروم گریه میکرد تو عذاب وجدان گرفتی و رفتی در اتاق رو زدی و آروم گفتی: عزیزم می تونم بیام داخل. صدایی از چان نیومد و تو رفتی اتاق و دیدی که داره عین بچهای که اسباب بازی شو گم کرده گریه میکنه رفتی کنارش و گفتی: خوشگلم چرا گریه میکنی . باشه از این به بعد باهم بیشتر وقت میگذرونیم تو که می دونی من رو اشکات حساسم
. اینو گفتی و یه بوسه روی گونهش گذاشتی و بغلش کردی . و چان گفت: عاشقتم . او هم گفتی: منم
و باهم به خواب شیرینی فرو رفتین
شب بود که چان اومد کنارت و محکم بغلت کرد و سرشو تو گردنت کرد و گفت : عشقم خیلی وقته که بهم توجه نمیکنی دیگه تو با یه صدای مهربون گفتی: عشقم کارام جدیدا خیلی زیاد شده نمی تونم زیاد باهات وقت بگذرونم چان با بغض از کنارت پاشد و گفت : خب هرچی که میخواد واسه خودش باشه باشه منم نیاز به توجه دارم . اینو گفت و رفت تو اتاق و درو بست و رفت رو تخت و آروم گریه میکرد تو عذاب وجدان گرفتی و رفتی در اتاق رو زدی و آروم گفتی: عزیزم می تونم بیام داخل. صدایی از چان نیومد و تو رفتی اتاق و دیدی که داره عین بچهای که اسباب بازی شو گم کرده گریه میکنه رفتی کنارش و گفتی: خوشگلم چرا گریه میکنی . باشه از این به بعد باهم بیشتر وقت میگذرونیم تو که می دونی من رو اشکات حساسم
. اینو گفتی و یه بوسه روی گونهش گذاشتی و بغلش کردی . و چان گفت: عاشقتم . او هم گفتی: منم
و باهم به خواب شیرینی فرو رفتین
- ۱۷۴
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط