رمان
ang dar zendegi}
Part<۱>
میرای : اهههههه خسته شدم پس این منجیر کی میاد
سانگوک : اینقدر عربده نزن گوشم درد گرفت
(دوست میرای در کمپانی)
میرای : بابا خوب یه ساعته اینجا علافیم
سانکوک : خوب حتما کاری داره دیگه
میرای : والا من با اینکه دخترم اینقدر طول نمیدم این چیکار میکنه مگه
سانگوک : یه چی میگیا مگه اماده شدن تو چیه یه شلوار یه بلوز تمام شد
میرای : راس میگیا [خنده دندونی]
سانگوک : عهههههه ادم باش منجیر اومد
منجیر : اوه واقعا معذرت میخوام منتظرتون گذاشتم
میرای : نه ابن چه حرفیه
سانگوک : مشکل پیش میاد
منجیر : بازم ببخشید خوب اماده این واسه تمرین
میرای : چه جورم
منجیر : پس شروع میکنیم
منجیر باند هارو روشن کرد فلش زد اهنگ (bale bale)
میرای : بزن بریم موسیو
سانگوک : با کمال میل شاهدخت
شروع کردیم به رقصیدن
(ویو [میرای
داشتم میرقصیدم که باز اون مزاحم رو دیدم ولی محل ندادم ادامه رقصم رو رفتم اهنگ که تموم شد از منجیر اجازه گرفتم رفتم سمتش کشوندمش سمت اتاق خودم....
میرای : اینجا چه غلطی میکنی داداش
جیمین : اومدم خواهرمو ببینم مشکلیه
میرای : اگه واست به پا گذاشته باشن چی
جیمین: نگران نباش من کارمو بلدم خواهری بیا واست موچی و توت فرنگی خریدم
میرای : سعی نکن خرم کنی
جیمین : من؟
میرای : پ ن پ عمم
جیمین : هر هر شب تو خیار شور خوابیدی
میرای : خیر شما شب تو نمکدون خوابیدی
جیمین : نه بابا شب رو یه هرزه خوابیدم کثافت اونقدر تنگ بود سر دیکم هنوز درد میکنه
میرای : چی دیدین تو این دخترا انقدر میکنین
جیمین : لذت
میرای : از دست تو این چرت و پرتات
جیمین : باش حالا اومدم یه سری بت بزنم اینارم بخور قوی بشی بیشتر پسرا رو تیغ بزنی سکسی گرل (چشمک)
میرای : به سلامت
جیمین رفت منم نشستم موچی خوردم چشمم به ساعت افتاد واییی دیرم شد سریع بلند شدمو کیفمو برداشتم موچی یا و توت فرنگی یا رو گذاشتم توش با دو به سمت در خروجی رفتم از رئیس اجازه گرفته بودم به سمت چهار راه رفتم سوار تاکسی شدم ادرس رو دادم تو تاکسی بودم که پیام واسم اومد بازش کردم پیام اشنایی بود رد کردم با صدای راننده حواسمو از گوشی گرفتم
راننده : خانم رسیدیم
میرای : اوه ممنون بفرمایید
هزینه رو حساب کردم پیادشدم رفتم سمت در زنگ و زدم باز شد سوار اسانسور شدم طبقه چهارم اسانسور رسید پیاده شدم زنگ در و زدم میا با قیافه ی ابوس درو باز کرد با لبخند وارد خونه شدم
میرای : چه تونه من که اومدم پاشین بریم
همه اماده شده بودن فقد منتظر من بودن کانیا زنگ زد به تاکسی سوار تاکسی شدیم رسیدیم به پاساژ پیاده شدیم
میرای : خوب اول کجا بریم؟
کانیا : بریم پوشاک چون نه ما لباس داریم نه تو
میرای : با نظرت موافقم بریم
میا : میشه بعدش بریم قسمت فانتزی جات و اکسسوری
ادامه دارد...
Part<۱>
میرای : اهههههه خسته شدم پس این منجیر کی میاد
سانگوک : اینقدر عربده نزن گوشم درد گرفت
(دوست میرای در کمپانی)
میرای : بابا خوب یه ساعته اینجا علافیم
سانکوک : خوب حتما کاری داره دیگه
میرای : والا من با اینکه دخترم اینقدر طول نمیدم این چیکار میکنه مگه
سانگوک : یه چی میگیا مگه اماده شدن تو چیه یه شلوار یه بلوز تمام شد
میرای : راس میگیا [خنده دندونی]
سانگوک : عهههههه ادم باش منجیر اومد
منجیر : اوه واقعا معذرت میخوام منتظرتون گذاشتم
میرای : نه ابن چه حرفیه
سانگوک : مشکل پیش میاد
منجیر : بازم ببخشید خوب اماده این واسه تمرین
میرای : چه جورم
منجیر : پس شروع میکنیم
منجیر باند هارو روشن کرد فلش زد اهنگ (bale bale)
میرای : بزن بریم موسیو
سانگوک : با کمال میل شاهدخت
شروع کردیم به رقصیدن
(ویو [میرای
داشتم میرقصیدم که باز اون مزاحم رو دیدم ولی محل ندادم ادامه رقصم رو رفتم اهنگ که تموم شد از منجیر اجازه گرفتم رفتم سمتش کشوندمش سمت اتاق خودم....
میرای : اینجا چه غلطی میکنی داداش
جیمین : اومدم خواهرمو ببینم مشکلیه
میرای : اگه واست به پا گذاشته باشن چی
جیمین: نگران نباش من کارمو بلدم خواهری بیا واست موچی و توت فرنگی خریدم
میرای : سعی نکن خرم کنی
جیمین : من؟
میرای : پ ن پ عمم
جیمین : هر هر شب تو خیار شور خوابیدی
میرای : خیر شما شب تو نمکدون خوابیدی
جیمین : نه بابا شب رو یه هرزه خوابیدم کثافت اونقدر تنگ بود سر دیکم هنوز درد میکنه
میرای : چی دیدین تو این دخترا انقدر میکنین
جیمین : لذت
میرای : از دست تو این چرت و پرتات
جیمین : باش حالا اومدم یه سری بت بزنم اینارم بخور قوی بشی بیشتر پسرا رو تیغ بزنی سکسی گرل (چشمک)
میرای : به سلامت
جیمین رفت منم نشستم موچی خوردم چشمم به ساعت افتاد واییی دیرم شد سریع بلند شدمو کیفمو برداشتم موچی یا و توت فرنگی یا رو گذاشتم توش با دو به سمت در خروجی رفتم از رئیس اجازه گرفته بودم به سمت چهار راه رفتم سوار تاکسی شدم ادرس رو دادم تو تاکسی بودم که پیام واسم اومد بازش کردم پیام اشنایی بود رد کردم با صدای راننده حواسمو از گوشی گرفتم
راننده : خانم رسیدیم
میرای : اوه ممنون بفرمایید
هزینه رو حساب کردم پیادشدم رفتم سمت در زنگ و زدم باز شد سوار اسانسور شدم طبقه چهارم اسانسور رسید پیاده شدم زنگ در و زدم میا با قیافه ی ابوس درو باز کرد با لبخند وارد خونه شدم
میرای : چه تونه من که اومدم پاشین بریم
همه اماده شده بودن فقد منتظر من بودن کانیا زنگ زد به تاکسی سوار تاکسی شدیم رسیدیم به پاساژ پیاده شدیم
میرای : خوب اول کجا بریم؟
کانیا : بریم پوشاک چون نه ما لباس داریم نه تو
میرای : با نظرت موافقم بریم
میا : میشه بعدش بریم قسمت فانتزی جات و اکسسوری
ادامه دارد...
۵.۰k
۲۲ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.