{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون پرستویی که در پرواز نیست

چون پرستویی که در پرواز نیست
 بالِ احساسِ  من امشب باز نیست 

پر شده از بغض تنهایـی دلم
شور و شـوق و خنـده و آواز نیست 

رنگ هست اما مرا همرنگ نیست 
راز هست اما مرا همراز نیست 

غـیـر از آن نـا آشـنـای آشـنـا
هیچ کس با ساز من دمساز نیست

بـی بـهـار او ، پـرسـتـوی دلـم 
هیچ وقـت آمـاده ی پـرواز نیست 

دل بـه  پـایـانِ تمـاشـا بستـه ام  
گر چه پایان بـهتـر از آغـاز نیست..
۹
دیدگاه ها (۱)

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم، اما من ...

یک روز ،آخر می روم از ایستگاه تومثل قطارِباری ِ از خستگی لبر...

شیطنت می بارد از چشمت ، تو شیطان زاده ای!با نگاهت کار دستِ ا...

چشم مستت چه کند با من بیمار امشباین دل تنگ من و این دل تب دا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

عشق الهی

ازدواج_موفق

عشق الهی

ازدواج_موفق

عشق الهی

ازدواج_موفق

عشق الهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط