شعر را صرف همین عشق پریشان کردی

شعر را صرفِ همین عشقِ پریشان کردی
همه ی زندگی ات را سپرِ آن کردی

دوستش داری وُ پیداست که پنهان کردی
دلِ من! هرچه غلط بود؛ فراوان کردی...
دیدگاه ها (۱)

"عشق" بر شانه ی هم چیدنِ چندین سنگ استگاه می ماند وُ ناگاه ب...

سایه ات هم دل به رفتن داده است اما تو نهاو هم انگار از رَمق ...

از کجا آمده ای؟ بویِ قفس آوردیاین همه درد دلِ تازه نفس آوردی...

در دلم باز هوایی است که طوفانیِ توست...

کرد چاک پیراهن امداغ دلم را آخر آشکار نماند زخم عشق پنهان عا...

زندگی از چشمهای روشنت آغاز شدآفتابِ دلبری هایت غلط انداز شدش...

عشق مافیا پارت*توضیحات*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط