سایه ات هم دل به رفتن داده است اما تو نه

سایه ات هم دل به رفتن داده است اما تو نه
او هم انگار از رَمق افتاده است اما تو نه

دل خوشیِ هر که بودم درک کرد این دلخوشی
چون سرابی در مسیرِ جاده است اما تو نه...
دیدگاه ها (۲)

هرروز برای خودت برای دلتکاری بکناین حوالیباید به دنبال حال خ...

امشب... شانه هایت مرا می خواند کجاییشاید شب بخیر هایتآرامش خ...

"عشق" بر شانه ی هم چیدنِ چندین سنگ استگاه می ماند وُ ناگاه ب...

شعر را صرفِ همین عشقِ پریشان کردیهمه ی زندگی ات را سپرِ آن ک...

این همه واژهو من از سکوت لبریزمانگار کابوس این روزهای خاکستر...

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟒𝟐سکوت سنگین‌تر از هر فریادی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط