{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر هر در بسته ای کلیدی ای عشق!

بر هر در بسته ای کلیدی ای عشق!
بر هر دل ناامید ؛ امیدی ای عشق...
در محفل شب ؛ روشنی مهتابی
بر شب زدگان صبح سپیدی ای عشق
یک لحظه شبیه رگ گردن نزدیک
وآن لحظه ی دیگرش بعیدی ای عشق!
گفتند شبیه دارویی! یعنی که
تلخی گرچه! ولی مفیدی ای عشق
گاهی دریا ؛ گاه نسیم و گاهی
چون آتش سوزنده شدیدی ای عشق
هم راه پریدن به من آموختی و
هم بال و پر مرا بریدی ای عشق!
با اینهمه ای کاش زمان تقسیم
اینگونه به من نمی رسیدی ای عشق!
دیدگاه ها (۹)

تو اگر مرا نخواهی، به کجا روم پریشان؟به چه سوتوراببینم،که‌شد...

در خودم بودم؛ نفهمیدم که تنهاتر شدمگریه کردم.. فکر کردی زیر ...

بــرگِ "تقـویمِ" سـالِ نـو! پایانِ من کجاست؟جـانم به لب رسـی...

لبخنـد بـزن ، تـا دلـم از درد نپوسـدتـا قلبِ من از غصه یِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط