بر هر در بسته ای کلیدی ای عشق!
بر هر در بسته ای کلیدی ای عشق!
بر هر دل ناامید ؛ امیدی ای عشق...
در محفل شب ؛ روشنی مهتابی
بر شب زدگان صبح سپیدی ای عشق
یک لحظه شبیه رگ گردن نزدیک
وآن لحظه ی دیگرش بعیدی ای عشق!
گفتند شبیه دارویی! یعنی که
تلخی گرچه! ولی مفیدی ای عشق
گاهی دریا ؛ گاه نسیم و گاهی
چون آتش سوزنده شدیدی ای عشق
هم راه پریدن به من آموختی و
هم بال و پر مرا بریدی ای عشق!
با اینهمه ای کاش زمان تقسیم
اینگونه به من نمی رسیدی ای عشق!
بر هر دل ناامید ؛ امیدی ای عشق...
در محفل شب ؛ روشنی مهتابی
بر شب زدگان صبح سپیدی ای عشق
یک لحظه شبیه رگ گردن نزدیک
وآن لحظه ی دیگرش بعیدی ای عشق!
گفتند شبیه دارویی! یعنی که
تلخی گرچه! ولی مفیدی ای عشق
گاهی دریا ؛ گاه نسیم و گاهی
چون آتش سوزنده شدیدی ای عشق
هم راه پریدن به من آموختی و
هم بال و پر مرا بریدی ای عشق!
با اینهمه ای کاش زمان تقسیم
اینگونه به من نمی رسیدی ای عشق!
- ۱۳.۱k
- ۰۹ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط