{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سرویس که پیاده شدم یه خانم دیگه ای هم همراه من پایین ش

از سرویس که پیاده شدم یه خانم دیگه ای هم همراه من پایین شد که چادری بود اما خب موهاش بیرون بود. جلوتر از من بود و من طبق معمول با خودم کلنجار می رفتم که بگم یا نگم. تا اینکه یه بسم الله تو دلم گفتم و تند رفتم نزدیکش سلام کردم و شروع کردم به حال و احوال پرسی از رشته اش و اینکه ترم چنده پرسیدم. دیدم ترم اولیه خیلی خیالم راحت شد معمولا وقتی ادم با فرد کوچکتر از خودش صحبت می کنه خیلی راحت تر می تونه تذکر بده .
دیگه با اعتماد به نفس بیشتری صحبت می کردم اخرای مسیر مشترکمون بود گفتم: میخواستم یه چیزی رو هم دوستانه بگم.
گفت: بفرمایید. گفتم : چون شما خودتون چادری هستید و می دونم براتون مهمه میگم کاش موهاتون رو هم می پوشوندید.
فوری موهاش رو کرد تو گفت: اره مقنعه ام گشاده موهام میاد بیرون. از هم خداحافظی کردیم و جداشدیم.
دیدگاه ها (۴)

امام حسن (علیه السلام) : به مردی كه با ایشان در باره ازدواج...

اینجا ایران است...

خداحافظ دوستای خوبم.حلالم کنید.اگه ازم ناراحت شدید منو ببخشی...

این هم یک روش زیبای امربه معروف به امید فرهنگ سازی بیشتر در ...

سلام بچه ها بگم که بخاطر غیب شدنم معذرت میخوام و اینکه دیگه ...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط