از سرویس که پیاده شدم یه خانم دیگه ای هم همراه من پایین ش
از سرویس که پیاده شدم یه خانم دیگه ای هم همراه من پایین شد که چادری بود اما خب موهاش بیرون بود. جلوتر از من بود و من طبق معمول با خودم کلنجار می رفتم که بگم یا نگم. تا اینکه یه بسم الله تو دلم گفتم و تند رفتم نزدیکش سلام کردم و شروع کردم به حال و احوال پرسی از رشته اش و اینکه ترم چنده پرسیدم. دیدم ترم اولیه خیلی خیالم راحت شد معمولا وقتی ادم با فرد کوچکتر از خودش صحبت می کنه خیلی راحت تر می تونه تذکر بده .
دیگه با اعتماد به نفس بیشتری صحبت می کردم اخرای مسیر مشترکمون بود گفتم: میخواستم یه چیزی رو هم دوستانه بگم.
گفت: بفرمایید. گفتم : چون شما خودتون چادری هستید و می دونم براتون مهمه میگم کاش موهاتون رو هم می پوشوندید.
فوری موهاش رو کرد تو گفت: اره مقنعه ام گشاده موهام میاد بیرون. از هم خداحافظی کردیم و جداشدیم.
دیگه با اعتماد به نفس بیشتری صحبت می کردم اخرای مسیر مشترکمون بود گفتم: میخواستم یه چیزی رو هم دوستانه بگم.
گفت: بفرمایید. گفتم : چون شما خودتون چادری هستید و می دونم براتون مهمه میگم کاش موهاتون رو هم می پوشوندید.
فوری موهاش رو کرد تو گفت: اره مقنعه ام گشاده موهام میاد بیرون. از هم خداحافظی کردیم و جداشدیم.
- ۳.۲k
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط