بهش میگم انقدر که تو میخور میترسم سکندر بخور
بهش میگم انقدر که تو میخورے میترسم سکندرے بخورے
زمین دست وپاهات بشکنه میگه دلم میخواد انقدر بخورم تا
خودمو نشناسم میگم چرا آخه مگه چے شده میگه تا بهش
نگفته بودم دوستت دارم توله سگ مثل سگ دورم میچرخید
زوزه میکشید همچین فهمید دوستش دارم منو تنها میزاره
پدر سگ
خلاصه انقدر حرف گوش نکرد تا همونے شد که بهش گفتم
ببین چطورے سکندرے خورد زمین خخخخخخخ
♥♡♧♤♢★✍★♢♤♧♡♥
زمین دست وپاهات بشکنه میگه دلم میخواد انقدر بخورم تا
خودمو نشناسم میگم چرا آخه مگه چے شده میگه تا بهش
نگفته بودم دوستت دارم توله سگ مثل سگ دورم میچرخید
زوزه میکشید همچین فهمید دوستش دارم منو تنها میزاره
پدر سگ
خلاصه انقدر حرف گوش نکرد تا همونے شد که بهش گفتم
ببین چطورے سکندرے خورد زمین خخخخخخخ
♥♡♧♤♢★✍★♢♤♧♡♥
- ۸۵۳
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط