{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دست تو را به دست آرم

تا دستِ تو را به دست آرم
از کدامین کوه می‌بایدم گذشت
تا بگذرم
از کدامین صحرا
از کدامین دریا می‌بایدم گذشت
تا بگذرم ...

روزی که این‌چنین
به زیبایی آغاز می‌شود،
از برای آن نیست که در حسرتِ تو بگذرد!
تو باد و شکوفه و میوه‌ای،
ای همه‌ی فصولِ من!
بر من چنان چون سالی بگذر
تا جاودانگی را آغاز کنم ...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳)

آیدای خوب من...!این روزها احساس می کنم که شعر، دوباره در من ...

ازرنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست ...#احمد_شاملو

من ریشه‌های تو را دریافته‌امبا لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته...

مانند ولگردیکه تا توانسته خود را پُر کردهاز ترسِ یک روز بی غ...

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

Name:عشق و جداییPart:50ویو نویسندهزمانی که در اتاق رو باز کر...

هم اتاقی قدیمی - پارت -۷«باکوگو!!»انها به سمت باکوگو یورش بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط