{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وادی-ی محنتده من اولدوم مجنون

وادی-ی محنتده من اولدوم مجنون
کیمه دیه م بو دیوانا دردیمه
یارونگ هئجرانوندان باغریم اولده خون
دئمگ اولماز هر نادانا دردیمه

در وادی محنت من مجنون شدم
به کی بگم این درد دیوانه ام را؟
از هجر یار جگرم خون شد
دردم را به هر نادانی نمی توان گفت


او بولبول که آیره دیشده گولوندن
دایم ناله چکه ر هجران الیندن
باد-ی صبا زندانیلر دیلندن
بیر بیان ائد گلستانا دردیمه

بلبلی که از گلش جدا افتاد
همیشه از هجر ناله می کشد
باد صبا از زبان زندانیان
به گلستان دردم را بیان کن


طاقتیم کسیلیب آرامیم یوخدور
خوش گینم گئچیبدور همدمیم یوخدور
من که سر سوزومه محرمم یوخدور
قوی بیلمه سون هچ بیگانا دردیمه

طاقتم بریده و آرامی ندارم
روزهای خوبم سپری شده و همدمی ندارم
من که برای اسرارم محرمی ندارم
بگذار تا هیچ بیگانه ای دردم را نداند


بولبول شوقی گول باغوندان تکنمه ز
عئشقین شوره دماغندان تکنمه ز
ماذون سوزه دئمه گینان تکنمه ز
گورگ یازام داستانا دردیمه

هرگز شوق بلبل از باغ گل تمام نمی شود
و شور عشقش هیچ وقت تمام نمی شود
گفته های ماذون با گفتن تمام نمی شود
باشد که دردم را در داستان ها بنویسم

مأذون قشقایی
دیدگاه ها (۱۶)

محمد ابراهیم فرزند سید علیرضا متخلص به «مأذون» مشهورترین شاع...

تاری ایسته یه نی قورد یئمزآن چه که خدا به وی نظر دارد دچار آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط