{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا  وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی

مرا  وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی

مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردی

 

_دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب

تو با زیبایی‌ات این حرف‌ها را نخ نما کردی...

 

نماز عشق می خواندم، امامم حضرت دل بود

کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی

 

به هم نزدیک بودیم، آتش از لب‌هات می‌تابید

دلت می‌خواست لب‌های مرا، امّا حیا کردی

 

من از خود نیمه‌ای را دیده بودم "عاقل" اما تو

مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

کسی پای دلم را ابتدای راه می گیردزبانم در ادای بای بسم الله ...

شاخه ای بی طاقتم در ازدحام لانه ها کوچه ای غمگین که عمری خفت...

کاشکی آسان شود با رفتن من مشکلتگوشه ای پهلو بگیرد قایق بی سا...

گل سرنوشت

داستان ناروتو و نجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط