{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه تاب بیارم ندیدنت را من؟

چگونه تاب بیارم ندیدنت را من؟
خدا کند که ببینم رسیدنت را من...
ببین چه بر سر من با فراق آوردی
منم اسیر نگاهت,بجا نیاوردی؟

حکایتی شده این جمعه ها و دوری من
شکسته از غم تو شیشه ی صبوری من

کجا پی تو بگردم؟ میان صحرا ها؟
به من به چشم غریبه نگه نکن آقا...
جوان,ولی به خدایت قسم که پیرم من
بعید نیست اگر جمعه ای بمیرم من

دوباره جمعه رسیده ست فرصتم دادی
مرا به جان عزیزت خجالتم دادی

نشسته نام تو بر لب برای دلداری
به روی گردن من حق آب و گل داری

میان بغض گلویم که آه پیدا نیست
بدون تو به خدا ره ز چاه پیدا نیست

قبول,حق تو را خوب ادا نکرده دلم
به عهد بسته ی با تو وفا نکرده دلم

اگر محل ندهی تو خدایی حق اری
اگر که جمعه ی بعدی نیایی حق داری

یاسین قاسمی
دیدگاه ها (۵)

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

امروز روزی است که دنیا یکی از زیباترین روح‌هایش را به دست آو...

نشان سوخته.

My friend ♡:)part.22...ازت میخوام تو مدلی بشی که با اونا عکس...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

Covenant of Blood and Silk

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط