{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه تاب بیارم ندیدنت را من؟

چگونه تاب بیارم ندیدنت را من؟
خدا کند که ببینم رسیدنت را من...
ببین چه بر سر من با فراق آوردی
منم اسیر نگاهت,بجا نیاوردی؟

حکایتی شده این جمعه ها و دوری من
شکسته از غم تو شیشه ی صبوری من

کجا پی تو بگردم؟ میان صحرا ها؟
به من به چشم غریبه نگه نکن آقا...
جوان,ولی به خدایت قسم که پیرم من
بعید نیست اگر جمعه ای بمیرم من

دوباره جمعه رسیده ست فرصتم دادی
مرا به جان عزیزت خجالتم دادی

نشسته نام تو بر لب برای دلداری
به روی گردن من حق آب و گل داری

میان بغض گلویم که آه پیدا نیست
بدون تو به خدا ره ز چاه پیدا نیست

قبول,حق تو را خوب ادا نکرده دلم
به عهد بسته ی با تو وفا نکرده دلم

اگر محل ندهی تو خدایی حق اری
اگر که جمعه ی بعدی نیایی حق داری

یاسین قاسمی
دیدگاه ها (۵)

بیخیال.....

یا زینب: شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن شما بود...

.پيمبرم فخر كند با علي دشمن تو كور شود يا علي لعن علي عدوك...

"نادعلیاً"به هوای نجف/یادحرم برده قرارم ز کف/باز، هوای نجفم ...

#چشمانت...با مَنِ برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواهعشق کاری کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط