{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر می توانستم...

اگر می توانستم...
شاید روزهایت را...
طور دیگری می چیدم...
و جای همه چیز را...
عوض می کردم...
دانه دانه...
غم هایت را بر می داشتم...
و تکه ای از خودم...
را می گذاشتم...
حال که نمی توانم...
دستهایت را می گیرم...
وتمام قلبم را...
در ان می گذارم...
و با نام تو...
عشق...
اغاز میشود
دیدگاه ها (۱)

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

تولدت فقط یه بهونه‌ست برای اینکه یه بار دیگه بهت بگم چقدر از...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط