بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت نود سه🍷🗡
لب زد
_چه شرطی؟
بی انصافی بود، ولی من میخواستم هرجور شده برای من بشه...
+باید مال من بشی.
چیزی نگفت ، سکوت کرد و من اجازه دادم کامل فکراشو بکنه
_چیشد فکراتو کردی قشنگم؟
سرشو آورد بالا
خیره شد به چشمام و خواست چیزی بگه که تقه ای تو در خورد
پوفی کشیدم
لعنت فرستادم به کسی که الان اومد
+بله؟!
کاملا از صدام حرص مشخص بود
میلاد بود انگار گفت
_اقا
پتو رو آوردم بالا و کامل کشیدم روی پری
جوری که معلوم نباشه
گفتم
+بیا تو
در باز شد و میلاد اومد پایین
میدونستم نباید جایی رو نگاه کنه وگرنه چشمشو از دست میده
گفت
+داروهایی که خواستین تهیه کردم
پارت نود سه🍷🗡
لب زد
_چه شرطی؟
بی انصافی بود، ولی من میخواستم هرجور شده برای من بشه...
+باید مال من بشی.
چیزی نگفت ، سکوت کرد و من اجازه دادم کامل فکراشو بکنه
_چیشد فکراتو کردی قشنگم؟
سرشو آورد بالا
خیره شد به چشمام و خواست چیزی بگه که تقه ای تو در خورد
پوفی کشیدم
لعنت فرستادم به کسی که الان اومد
+بله؟!
کاملا از صدام حرص مشخص بود
میلاد بود انگار گفت
_اقا
پتو رو آوردم بالا و کامل کشیدم روی پری
جوری که معلوم نباشه
گفتم
+بیا تو
در باز شد و میلاد اومد پایین
میدونستم نباید جایی رو نگاه کنه وگرنه چشمشو از دست میده
گفت
+داروهایی که خواستین تهیه کردم
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط