{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت نود چهار🍷🗡


دندونام و رو هم فشار دادم تا بلند نشم و نزنمش
پوفی کشیدم

دختره تازه داشت باهام اوکی میشد
+بیارش اینجا

اومد نزدیک  داروها رو داد دستم
جلوی پاشو فقط نگاه میکرد
پری ام زیر پتو بود

بیرون نمی‌اومد ، انگار خجالت میکشید.
+کاری ندارین اقا

سرمو به نشونه ی نه تکون دادم
_میتونی بری!

سری تکون داد و با اجازه ای گفت و رفت بیرون

پری آروم از زیر پتو بیرون اومد
با تعجب به دستم نگاه کرد
+چیه؟

لب زدم
_سرم تقویتی؛ باید بزنم بهت جون بگیری...

اخمی کرد و لب زد
+ حق نداری به من دست بزنی...

لبخند کجی زدم
_اگه تو لجبازی من لجباز ترم! میزاری این سرم و دستت بزنم...

با بغض گفت
+نمیخوام

بوسه ای روی موهاش کاشتم
_بدنت ضعیف شده!!

اون دیگه توان مقابله کردن با منو نداشت
لب زد
_اروم بزن...
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت نود پنج🍷🗡سری تکون دادم از بغلم کشیدمش بیرو...

بازی درخون 🍷🗡پارت نود شیش🍷🗡+چیشده؟با اخم اینو پرسیدمکنارش نش...

بازی درخون 🍷🗡پارت نود سه🍷🗡لب زد _چه شرطی؟ بی انصافی بود، ولی...

بازی درخون 🍷🗡پارت نود دو🍷🗡سرشو بالا گرفتبه صورتم نگاه کرد +ی...

رمان بخوان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط