{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت

سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت

نـظـرهـایِ حـلال و آرزوهـایِ حـرامـم را...!


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳۶)

چگونهدوستت نداشته باشم؟!کدام سرباز"وطن_پرست" نبود؟!#حمید_جدی...

عطری، گلی، لباسی ، عکسی و تارمویی ... سخت است عشقبازی با...

با همه گفتم که دیگر من نمیخواهم تو راگفتم اما...صحبتی از زند...

گفت و گو های شبانه با کودک درون اون : چقدر این پا و اون پا م...

کوه با دیدن چشمان تو وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا به فنا...

چو آه در تن بی روح نی دمیده شدمسکوت بودم و با یک نفس شنیده ش...

.تو كجايى همه ى مرهم و تسكين دلم؟بى تو هر شب چه كنم با غم سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط