{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت

سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت

نـظـرهـایِ حـلال و آرزوهـایِ حـرامـم را...!


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳۶)

چگونهدوستت نداشته باشم؟!کدام سرباز"وطن_پرست" نبود؟!#حمید_جدی...

عطری، گلی، لباسی ، عکسی و تارمویی ... سخت است عشقبازی با...

با همه گفتم که دیگر من نمیخواهم تو راگفتم اما...صحبتی از زند...

گفت و گو های شبانه با کودک درون اون : چقدر این پا و اون پا م...

🌱🍒من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... ه...

ای ماه‌ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببینمبگ...

مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم؛جز تماشای تو از دور ، چه راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط