{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است

برگ می ریزد، ستیزش با خزان بی فایده است

باز می پرسی چه شد که عاشق جبرت شدم

در دل طوفان که باشی بادبان بی فایده است

بال وقتی بشکند از کوچ هم باید گذشت

دست و پا وقتی نباشد نردبان بی فایده است

تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم

سعی من در سر به زیری بی گمان بی فایده است

تیر از جایی که فکرش را نمی کردم رسید

دوری از آن دلبر ابروکمان بی فایده است

در من ِ عاشق توان ِ ذره ای پرهیز نیست

پرت کن ما را به دوزخ، امتحان بی فایده است

از نصیحت کردنم پیغمبرانت خسته اند

حرف موسی را نمی فهمد شبان، بی فایده است

من به دنبال خدایی که بسوزاند مرا

همچنان می گردم اما همچنان بی فایده است
::
دیدگاه ها (۱)

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را ب...

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده استکـــه بـــه عشق تو قمـ...

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردنبیـن روح و بدن ات فاصله تعیین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط