{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منآدمدرونآیینهرا

#من_آدم_درون_آیینه_را
#دوست_نداشتم...
دست خودم نبود
راضی نبودم
از نوع نگاهش،
کارهایی کرده بود
که بخشودنی نبود!
مینشستم روبرویش،
حرف میزدیم،
دردِ دل میکردیم با هم،
ولی آخرش هر دو بلند میشدیم و میرفتیم پی کارمان.
این بهترین حالتش بود!
خیلی روزها ساعت ها زل میزدیم بهم،
بدون کلمه ای گفتگو،
خنده ای بر لب،
یا که دلیلی بر رفتن...

#آدم_درون_آیینه_را
#دوست_نداشتم
خیلی شکسته بود،
کم حرف،
از خودش هم بریده بود
نمیدانستم،
یعنی مهم نبود برایم
که او تمامِ بود و نبودم بود!
آیینه را که فروختم،
دلم برای نگاهش تنگ شد،
برای کم حرفی اش،
به بی حوصلگی اش هم عادت کرده بودم!
دلم تنگ شد برایش...
آخر،

#من_آدم_درون_آیینه_را
#دوست_نداشتم
ولی او،
تمامِ بود و نبودم بود
دیدگاه ها (۹۴)

تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ تُ ...

دوستت دارمچگونه می‌ خواهی اثبات کنم وجودت را در جهانمثل وجود...

‍ به کی میشود اعتماد کرد؟به کی تکیه کرد؟ به کی عاشق شد؟ همه ...

کسی که باید برود، خواهد رفت حالا تو هِی در را قفل کنروی یخچا...

″ تکپارتی جین ″ { درخواستی }هوا سرد شده بود... باد از بین در...

سلام Polly buzz عزیزم، تو این مدت که نبودی دلم خیلی برات تنگ...

پشیمانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط