{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"من دختر ساده مسلمانی در گوشه ای از هند هستم و میدونم تو

"من دختر ساده مسلمانی در گوشه ای از هند هستم و میدونم تو احتمالا حتی وقت خوندن این نامه را هم نداری ولی واقعا امیدوارم به هر طریقی بتونی این را بخونی و متوجه بشی که چجور زندگی من را نجات دادی ...من نمیخوام کل داستان زندگیم را بگم ولی زندگی بسیار سختی داشتم و من عادت داشتم با در دهان گرفتن لباس ها گریه کنم که یک وقت کسی صدای گریه کردن من را نشنوه ..

مردم عادت داشتند به من به خاطر لکنت زبان بخندند و من هنوزم لکنت دارم و حتی نمیتونم به خوبی حرف بزنم و حتی گفتن دو جمله بدون لکنت نیز برام یک کار غیرممکن حساب میشد... پدر و مادرم شدیدا من را میزدند و حتی بچه های مدرسه نیز من را بی استفاده میدونستند و مردن یا نمردنم را مهم نمیدونستند ..من هنوز به خدا اعتقاد دارم و من میدونستم بازیگری به نام سلمان خان وجود داره ولی تا 16 سالگی اصلا برام مهم نبود تا اینکه یک روز که شدیدا کتک خورده بودم و داشتم گریه میکردم عملا هیچ امیدی برای زندگی نداشتم و میخواستم بمیرم و نمیتونستم بفهمم چرا چنین برخورد بدی با من میشه و گناه من چی بود ؟؟ شاید به خاطر لکنت زبانم بود و اون روز تصمیم گرفته بودم که بلاخره یا از خونه فرار کنم و یا خودم را بکشم و عملا امیدی برای موندن نداشتم ...

همینجور داشتم گریه میکردم که متوجه یک صدای خنده بلند شدم و اون خنده تو بودی ...داخل یک برنامه تلویزیونی بودی و صدا داشت از تلویزیون میومد که بدون توقف در حال خندیدن بودی و باور کن اینقدر شدید میخندیدی که گریه کردن من خود به خود متوقف شد ...برادرم داشت جلوی تلویزیون برنامه را میدید و یکی از طرفدار های شما هست ولی ظاهرا هیچی از احترام گذاشتن به دخترا از شما یاد نگرفته و بعدش توی برنامه شروع کردی به گفتن یک سری حرف های بامزه و من شروع به لبخند زدن کردم و شاید برای تو یک چیز ساده بوده باشه ولی برای من باعث شد که کاملا مود و حالتم به طور کامل عوض بشه ....

باید بگم من خوشگل در حد کاترینا و اینا نیستم ولی بازم خیلی قیافم خوبه , اوکی نه خیلی ولی خوبه ....توی زندگیم هیچوقت به پسرا فکر نکردم و حتی به هیچ پسری هم نگاه نکردم ولی یکهو حس میکنم عاشق شدم اونم عاشق تو ....تراژدی زندگی من را ببین و تو حتی منو نمیشناسی ...من با اشتیاق شدید حتی برای لحظه ای دیدنت جلوی تلویزیون میشینم و بعدش شروع به یاد گرفتن ازت میکردم و کم کم با کمک تو تونستم اعتماد به نفسم را بیشتر کنم و شروع به تلاش کردن برای صحبت بدون لکنت کردم و باور کن توی این راه پیشرفت زیادی کردم و همش به خاطر توئه......من به همه مصاحبه هات گوش میدم و چیز های زیادی ازشون یاد میگیرم و خیلی مردم فکر میکنند که تو توی مصاحبه هات فقط سرگرم کننده و بامزه ای که میتونی بیننده ها را به خوبی سرگرم کنی ولی به نظر من تو خیلی خیلی بیشتر از اینایی ...تو یک الهام و وحی برای افرادی مثل من هستی ...من پیش از این سبک مغز بودم ولی تو اینو تغییر دادی. ..اینقدر دوستت دارم که فکر میکنم همین الان بغلت کردم ولی دوباره تو حتی من را نمیشناسی !

وقتی که خبر زندانی شدنت منتشر شد شدیدا گریه کردم ولی در نهایت تونستی ضمانت بگیری و احتمالا بهترین خبری بود که تا حالا بهم رسیده بود حتی بهتر از نمره 95 درصد در ریاضی گرفتن ..این فقط یک نامه کوتاه بود وگرنه خط به خط کل اینکه چجور باعث تغییر و بهتر شدن زندگی من شدی را مینوشتم .. من همیشه خیال میکنم و دوست دارم که شوهر من بشی ولی من فقط 20 سال دارم و شما 49 سال و اصلا شما من را نمیشناسی ولی شاید توی این دنیا نه ولی توی دنیا و زندگی بعدی امیدوارم این اتفاق بیفته ......هر وقت که چهره ات را میبینم خنده به لبام میاد و هر روز پیش خدا برات دعا میکنم ..من بهت احترام میزارم ولی بیشتر از آن دوستت دارم و توی این دنیا تو همه چیز من هستی .


"زویا "

#بولیوود
دیدگاه ها (۱۶)

پدرومادر....

دنیای ما...

سلمان,کبیروطرفداران...سلفی;-)#بولیوود

لی مین هو;-)

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

برای اولین بار نمیگم که این ادیتم شخمیه دوستش دارم 🤓توی تیک ...

بچه ها میخوام یچیزی بگم بهتون و بخاطرش دارم دیوونه میشم واقع...

بچه ها میخوام یچیزی بگم بهتون و بخاطرش دارم دیوونه میشم واقع...

بهت گفتم خداحافظ ولی باور کن تموم قلبم تو بودی،بامداد تابحال...

تولد مبارک جنگکوکی

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

یونگی لایو بوده 🐱 : سلام به همگی. من الان اینجام، توی دالا...

جونگ کوک تولدت مبارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط