می سپارمت ب دستهای گرم اون همونی ک آخر ما رو جدا کرده بود
می سپارمت ب دستهای گرم اون همونی ک آخر ما رو جدا کرده بود... واگذاری فقط به اشک های مادرم، واگذاری ب خراش روی دست و شارگم ،واگذاری ب بغض و صدای خستم ،واگذاری ب تار سفید مویِ سرم ،واگذاری ب جوهر نوشته های رویِ تَنَم ،واگذاری ب همون خدایی ک نمی شنید هرچقدر فریاد میزدم ،من موهام ریخت تو هوس شد رنگ موهات...اوج خرابی حالم دیدم خوشی هاتو...اگه میدونستم اینقدر برات تلخه حرفام خودم میرفتم دست نذاری رو نقطه ضعف هام...خدا میدونه الان کجا ؟؟؟واگذارت کردم ب نگرانیم ب دلشوره زدنامو بیقرایم ب تنهایی هام تو این شب های لعنتی...واگذارت کردم ب سیگار تویِ دستم ک ب جایِ دستات درگیرشم...
# علی بابا: واگذاری
# علی بابا: واگذاری
- ۶.۱k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط