{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت

کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
شد حقیقت عشق و از حد مجازی در گذشت

گر به بازی بازی از عشقت همی لافی زدم
کار بازی بازی از لاف و بازی در گذشت

اندک اندک دل به راه عشقت ای بت گرم شد
چون ز من پیشی گرفت از اسب تازی در گذشت

سودکی دارد کنون گر گوید ای غازی بدار
تیر چون از شست شد از دست غازی در گذشت

چشم خونخوار تو از قتال سجزی دست برد
زلف دلدوز تو از طرار رازی در گذشت

گر چه کشمیریست آن سیمین صنم از حسن خویش
از بت چینی و ماچین و طرازی در گذشت

بی‌نیاز ار داشتی خوشدل سنایی را کنون
این نیاز و خوشدلی و بی‌نیازی در گذشت


سنایی
دیدگاه ها (۳)

کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشتشد حقیقت عشق و از حد مجا...

کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت، شد حقیقت عشق و از حد م...

کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشتشد حقیقت عشق و از حد مجا...

شعری از ایرج میرزا که در کتاب ابتدائی حدود شش دهه پیش درج شد...

💠 در #نکوهیدن_جهان جهان ای شگفتی به مردم نکوست 💠 چو بینی ...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

اکرم محمدی شاعر تهرانی

فال امروز دوشنبه 27 مرداد 93 دوشنبه 18 اگوست 2014فال حافظفال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط