{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بازیچه و حکایت نیست

عشق بازیچه و حکایت نیست
در ره عاشقی شکایت نیست

حسن معشوق را چو نیست کران
درد عشاق را نهایت نیست

مبر این ظن که عشق را به جهان
جز به دل بردنش ولایت نیست

رایت عشق آشکارا به
زان که در عشق روی و رایت نیست

عالم علم نیست عالم عشق
رویت صدق چون روایت نیست

هر که عاشق شناسد از معشوق
قوت عشق او به غایت نیست

هر چه داری چو دل بباید باخت
عاشقی را دلی کفایت نیست

به هدایت نیامدست از کفر
هر کرا کفر چون هدایت نیست

کس به دعوی به دوستی نرسد
چون ز معنی درو سرایت نیست

نیک بشناس کانچه مقصودست
بجز از تحفه و عنایت نیست


سنایی
دیدگاه ها (۳)

عشق بازیچه و حکایت نیستدر ره عاشقی شکایت نیستحسن معشوق را چو...

عشق بازیچه و حکایت نیستدر ره عاشقی شکایت نیستهر چه داری چو د...

ای پسر عشق را بدایت نیستدر ره عاشقی نهایت نیستاگرت عشق هست ش...

دعوی عشق و عاشقی

بشنو از حق چون حكایت می‌كندعشقبازان را هدایت می‌كندگوید اول ...

💞💞💞💞💞💞عاشقی محنتِ بسیار کشیدتا لبِ دِجله به معشوق رسیدنشده ا...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

آخر زمان

سپاس وستایش خدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روزروشن...

خماری !!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط