{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

PART:⁶
¥بابایی این خانومه کیه ( به جین میگه و اشاره کرد به هه جین)
نیلا با نگاهی عصبی و حسود به شوهرش و دختری که کنار شوهرش بود نگاه میکرد و فقط دنبال یه توضیح از سمت جین بود که یهو جین لب باز کرد
× خوب ایشون هه جینه خواهرم فکر های بد نکن نیلا من بهت خیانت نمیکنم (خنده )
نیلا نفسی راحت بیرون داد و فکر این که جین به خواد بهش خیانت کنه رو از سرش انداخت بیرون و با لبخند ملایمی لب زد
علامت نیلا : ¢
¢اوه عزیزم خیلی خوشحالم که تونستی بد مدت ها خواهرت رو پیدا کنی ( رو به جین میگه و به سمت هه جین برمیگرده و ادامه میده ) عزیزم خوشبختم من نیلا هستم زن داداشت ( خنده )
- منم خوشبختم زن داداش ( بهش دست میده که یهو رینا میپره بغل هه جین )
¥عمهههه
- جانم خوشگلم ؟
¥میای خونه ما با ما زندگی کنی تروخدا ( قیافش رو کیوت می‌کنه )
× اره دخترم عمت قراره از این به بعد پیش ما زندگی کنه
¥هورا
هه جین به این کار رینا خنده ای کرد که جین لب زد
× میبینم که نیلا و رینا بهت میگن عمه و خواهر شوهر پس خوب باهم کنار اومدید ( خنده )
همه خنده ای کردند که جین باز ادامه داد
× راستی امشب خونه دوستم همه دعوتیم بهتره زود تر بریم خونه تا زود بریم اونجا شما برید سمت ماشین منم میرم دارو های رینا رو بگیرم ( سویچ رو از جیبش در آورد و به نیلا داد و رفت )
ویو هه جین
داداش گفت که میره دارو ها رو بگیره منم با رینا و نیلا به سمت ماشین حرکت کردیم و تو ماشین نشستیم که من کل راه رو به این فکر میکردم که چقدر خانواده من بدون من زندگی بهتری داشتن با یاد آوری خاطرات تلخم بغضم گرفت که با صدای رینا به خودم اومدم
¥ عمه جونم
- جانم عشق عمه ؟
¥امشب با ما میای مهمونی ؟
- بع اصرار با بابات میام ( خنده )
¥هورا
هه جین به این کار رینا خنده ای کرد که در ماشین باز شد و قامت جین نمایان شد و به سمت خونه روند
فلش بک به مهمونی
ادامه دارد
داستان داره تازه شروع میشه
داستان داره بع جا هایی میرسه که من دوست دارم 😈
دیدگاه ها (۲۰)

PART:⁵جین به سمت اتاقی که هه جین بود رفت و با چیزی که دید رگ...

پارت آخر یا همون پارت : ۳۱ $اولن اینو من باید بگم دومن بابت ...

PART:³ویو جین با رینا ‌و نیلا به سمت پارکینگ رفتیم و سوار و ...

ادامه پارت ۲ ممنونی گفتم و تعظیم کوتاهی کرد و رفتم سمت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط