شبحی چند شبی است آفت جانم شده است
شبحی چند شبی است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
یک نفرساده چنان ساده که از سادگیش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش
یک نفرسبزچنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زداز احساس خداتا دل خویش
آی بی رنگتر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هرشبه تصویر تو نیست؟
اگراین حادثه ی هر شبه تصویرتو نیست
پس چرارنگ تو وآینه این طور یکی است؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفباکه همه ورد زبانم شده بود
هر کی متن رو خوند یه کامنت بزاره ممنون
هر کی متن رو خونده یه کامنت بزاره ممنون
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
یک نفرساده چنان ساده که از سادگیش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش
یک نفرسبزچنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زداز احساس خداتا دل خویش
آی بی رنگتر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هرشبه تصویر تو نیست؟
اگراین حادثه ی هر شبه تصویرتو نیست
پس چرارنگ تو وآینه این طور یکی است؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفباکه همه ورد زبانم شده بود
هر کی متن رو خوند یه کامنت بزاره ممنون
هر کی متن رو خونده یه کامنت بزاره ممنون
- ۱۸۰
- ۲۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط