{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام شعرهایم در سکوتی

تمام شعرهایم در سکوتی
دیوانه وار
الزایمر گرفته اند
فقط
گاهی تورا به یاد می آورند
آنهم لحظه ای
از گوشه چشم هایم
که جاری میشوی
می دانم تویی
چکه چکه
بر گونه های ازیاد رفته ی من
جاری میشوی
میدانم ومیدانی توبه آسمان رفته ایی ومن هنوز میگریم
دیدگاه ها (۹)

پرنده خواهم شد برایت ...

باز هم شب شد و سر گردانیمخیره بر ماه و چه بی سامانیممیشد از ...

میان سیاهی دل شاه سفید بودیهمیشه کیش ... منمات ... رخ تو هم...

حلالم کن اگر احساس پاکت را لرزاندمتو رفتی نازنین من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط