a-h_8512
۲
پسند
#ashura
#ashura
خم شد ،چیزی از زمین برداشت،باز خم شد،چیزی از زمین برداشت،دوباره و چند باره.نزدیک رفتم به پرسش.نگاه کرد به آتش های فراوان سپاه دشمن. فرمود:«فردا کودکانم در این بیابان،پی پناهی می دوند»
دستهایش پربود از خار های بیابان. شب
#عاشـورا
بود…
دانلود
۹۱۷
۱۸ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (
۳۰
)
قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)
فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...
عشق بی پایان
پارت بیست و دوم
پارت ۹
فیک تهیونگ
رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_11 فصل ششم | او...
𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت دوازدهــم 𓆪 🖤🥀اتاق در تاریکی مطلق فرو رفت...
{محکوم به لمس } part ۳ 杂交种 .. 18 سال بعد ....بیرون آمدن برا...
──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لبهام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین