{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند ما چنديست شب ها را با اشک و استرس و درد صبح ميكنيم

هرچند ما چنديست شب ها را با اشک و استرس و درد صبح ميكنيم و از طلوع خورشيد ميترسيم و طلوع همانند غروب برايمان زجرآور است اما خورشيد روزی برای همه به یک اندازه طلوع خواهد کرد شاید ما آن روز را نبینیم امّا زندگی چیزی جز امیدواری نیست

• حداقل آرزوی ما در این زندگی
زیستن به رنگ سفید است
🤍🕊
دیدگاه ها (۰)

از همه آدمايى كه به هر نحوى فكر ميكنن دارن آزارم ميدن هم م...

همه ی وقت هایی که خیلی دوستِت داره و باهم خوبین، رفتارش رو ب...

اگه دیدی شرایط خیلی داره بهت سخت میگذره، اوضاعِ خوبی نداری و...

غمگین مباش یک روز صبح از خواب برمی خیزیستاره ها را از گیسوان...

_𝑯𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅_○ پارت اول : نقطه شروع~آسمان آن روز انگار ت...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۱۳یک هفته گذشت.سئول روی تخت خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط