فیلیکس وارد قلمرو میشه

فیلیکس وارد قلمرو میشه
لینو: سرورم من خیلی متاسفم ولی شما دیگه نمیتونید با هیونجین باشید
فیلیکس شوکه میشه: ام.. چ. چراا؟
مگه چیشدهه. ـ
لینو: خبر دارید او شیطان است؟
فیلیکس کمی شوکه میشه ولی بعد میگه: خب اره شیطان باشد اخه مگه چیه چه اتفاقی میتونه بیفته، غش میکنم، خب به چیم، من دوسش دارم چجوری بخوام ازش جدا شم
لینو: اخه.. سرورم
فیلیکس لبخند میزند: مرسی که نگرانمی ولی چیزی نمیشه من خوبم:))
لینو کمی دلسرد میشه
*فیلیکس میره
هیونجین: فیلیکسی باید چیزی بهت بگمم
فیلیکس: خودم همه چیو میدونم تو که نمیخوای ازم جدا شیی؟
هیونجین نگاهش میکند، نمیداند چه بگوید، با چه چیزی حواسش را پرت کند چه بگوید تا فیلیکس بغض نکند
فیلیکس: هیی
*هیونجین به خودش میاد
فیلیکس: درسته مگه نه؟
هیونجین با لبخند اونو میپوشونه، مکث میکنه: اه، اره.....، درسته
فیلیکس متوجه میشه ولی چیزی نمیگه: خوبه
...............................(لینو در قلمرو)
شخصی وارد قلمرو میشهه
(هان است)
هی پادشاه لی کجاستت
لینو در ذهنش هوفی میکشد (ای باز این اومد)
لینو: به تو چه
هان: با اون حرف زدم نه تو
لینو: اینجا نیست، حالا برو
هان چشم غره میره: فکر نکنم خیلی از بودن من خوشحال باشی درسته؟
لینو: باید خوشحال باشم؟
هان شوک میشه، قلبش میشکنه: خب نه
لینو متوجه ناراحت شدن اون میشه هوفی میکشه و ارام لبخند میزند و دستش را روی شانه ی هان میذاره و میگه: حالا تو برو، اومد بهت خبر میدم
هان لبخندی میزند و میره
دیدگاه ها (۰)

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۴ بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به م...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

وقتی....( درخواستی)

#دوست‌پسر_شیطون_منPart:12ویو هیونجین:نابی دستاشو دور گردنم ح...

#سناریو موضوع: وقتی حوصلمون سر رفته می‌زنیمشون « « « « بنگ چ...

استییییییی استری کیدززززززز🔥🔥🔥🤜🏻استی گفته لینو واقعا باید بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط