{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش می‌توانستم .

ای کاش می‌توانستم .
ــ یک لحظه می‌توانستم ای کاش ــ
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلقِ بی‌شمار را،
گردِ حبابِ خاک بگردانم
تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست

#احمد_شاملو🌱✨
دیدگاه ها (۰)

كاش می شد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفت يا ...

ای خوشا آن دم که بنشٖینیم رویاروی دوستشکوه دل باز رانم یک بـ...

تورا ... اری تورا مانند اشعارم دوست دارم ... چون تو خود شعری...

درحلقه ی عشـــــق جـــــان فروشـــم بی حلقـــه ی ا...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟎صبح، نور از پنجره افتاد روی ...

مهمونی پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط