{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تـو را امروز میخواهم

من تـو را امروز میخواهم
نه مثلِ "شهریار"

در خیالات ثریا
غرق باشم ســال ها


عاقبت هم با دو چشمِ تَر
بگویم عشق من

آمدی جــــانم به قربانت
ولی حالا چرا..
دیدگاه ها (۷)

شیطنتهایم رابرایتوکنارگذاشته امازامروزمنطقی میشومجوری که بگو...

تنپوش تو زرد و گونه‌ات قرمز رنگ؛ بانو! تو هلوی زعفرانی هستی؟

از خجالت روم سیاه شد انقدر در مورد زنم حرف زدید :|

«آمدی جانم به قربانت ولی حالا چراهمه چی خوب بود تو رسیدی خرا...

فقط اونجا ک شهـــریار میـــــگع.... امشب از باده خرابم کن و...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط