{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی در خیابان سگی تشنه یافت

یکی در خیابان سگی تشنه یافت
برش داشت و سوی خانه شتافت
به آن ماده سگ داد آب و غذا
کنار بخاری او را داد جای
چو آلوده رو دید و ژولیده موش
به حمام بردش، سپس زیر دوش
چو با لیف و صابون بشستش تمیز!
به مویش گل سر زد و عطر نیز
چو این کارها ساعتی کار برد
سگ خوشکلش را به بازار برد
مپندار در عالم خیر و شر
نکو کاری ما ندارد ثمر!!
چو با سگ چنان کرد آن نیک مرد
تو بنگر قضا در برابر چه کرد..
به ناگه یکی بچه مایه دار
بیامد به یک بنز مشکی سوار
سگ ناز با یک-دو تا،هاپ هاپ
سریعا بدزید از آن بچه قاپ!!
چو دید آن سگ و گشت خواهان او
بگفتا:فروشیست آیا،عمو؟؟
بگفتا؛بله چون شمایی دو چوق!!
خریدار زد از سر شوق بوق..
چون بعدش تقاضای تخفیف کرد
فروشنده از جنس تعریف کرد!!
که،کس سگ ندیده ست اینسال شکیل
به جان تو؛ ژرمن شپرت،اصیل..
چه گوییم برایت ز اخلاق او
ز جانبخشی نغمه واق او!!
ز بهر سگی خوب کن،تاز و تک
بزن سگ دو از صبح تا بوق سگ
اگر بهتر از این بیابی سراغ
خودم میکنم بهر تو،،واق واق..
دهان خریدار را چون که دوخت
در آخر یک و نهصد آن را فروخت!!
هر ان کس نیکی کند در جهان...
بسی خیر بیند از آن بی گمان!!!!
دیدگاه ها (۱)

کی گفته مردا به درد نمیخورن.....بلاخره به یه درد خوردن!!اینا...

باغ وحش در ایران.....از بلندگو اعلام میشهدوستان لطفا به حیوا...

خورشت ازدواج.....مواد لازم:یک عدد دخترخواستگار به میزان کافی...

روز جوراب،ای ببخشید،روز مرد، پیشاپیش مبارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط