{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب روی پل هوایی دلم ایستادم و فریاد زدم. . . همه ساکت و

دیشب روی پل هوایی دلم ایستادم و فریاد زدم. . . همه ساکت و ساکن٬خیره به من!! هیچ نمی دانستم سالهاست ساعت شهردلم روی ساعت بی کسی خوابیده است.. هیچ نمی دانستم سالهاست فرمان گرفته ام که در خاموشی مطلق باشم.. آری. . .فریاد زدم.. بیدار شدند آن بی خوابان شهر دلم...! همه چیز متحرک شد...سکوت از میان رفت... پل خراب شد و پریدم ٬ از خواب. . . .
دیدگاه ها (۳)

برای خندیدن وقت بگذارید... زیرا موسیقی قلب شماست. برای گریه ...

آموختم هرگاه کسی یادم نکرد. ..من یادش کنم. شاید او از من تنه...

دلی که در دو جهان جز تو، هیچ یارش نیست. گرش تو یار نباشی، جه...

امروز صبحانه من تو بودی نان گرم و شیر و عسل روزنامه‌ها و خبر...

........//برده ی زیبا//.......

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط