{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم

کودک که بودم
گمان میکردم
سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد...

حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم،
ما را ترک میکنند...!
دیدگاه ها (۱)

همه حالشان خوب است. اما من، میسوزم با الکل های به سلامتی دیگ...

‌حواستان به آدمهای آرامِ زندگیتان باشد!آدمهایی که از صبح تا ...

ڪار خــღـدا نشد ندارداو خـوب می داندچطور در و تختہ را بہهم ج...

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ، ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشه ﺩُﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ، مثلِ....

کودک که بودمگمان می‌کردمسردتر از بستنی چیزی وجود ندارد..حال ...

وقتی که یک کودک بودم.. با عروسک ها و اسباب بازی هایم حرف میز...

گاهی وقتا یا خودم فکر میکنم که چرا اینقدر تغییر؟ میدونم که ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط