پارت ۱۵
پارت ۱۵
جیمین: چه عجب امدی
اجوما: با اجازتون من میرم
جیمین: باشه
جیمین: خب... جواب بده
ات: عوممم ببخشید
جیمین: همین
جیمین: این جوابی نبود که من میخواستم
ات: چی بگم..... سرشو پایین میاره و پای
سمت چپشو به صورت دایره ای روی زمین میکشه دو تا دستشو پشتش غایم میکنه.....
جیمین: این مسخره بازیا دیگه چیه 😡
ات: منظورت چیه 🤔
جیمین: اینجا منم که سوال میپرسم 😡
ات: باشه 😊
جیمین: افرین خوبه حرف گوش کن باشی
ات: 😊😊
جیمین: غذا میخوری
ات به غذا هایی که خودش درست کرده
بود نگاه میکنه براش عجیب بود
که هنوز بعد این همه مدت
غذا هنوز گرمه داشت به این سوال فکر میکرد
که جیمین تونست با قدرتاش ذهن ات رو بخونه و تصمیم میگیره به سوالش جواب بده
جیمین: به خدمتکار ها گفتم که غذا رو گرم کنن
ات: اها......😳
جیمین: چیه... خب میتونم ذهنتو بخونم
ات: چی 😳😳
ات: ببخشیدا ولی کارت خیلی زشته
جیمین: چه عجب امدی
اجوما: با اجازتون من میرم
جیمین: باشه
جیمین: خب... جواب بده
ات: عوممم ببخشید
جیمین: همین
جیمین: این جوابی نبود که من میخواستم
ات: چی بگم..... سرشو پایین میاره و پای
سمت چپشو به صورت دایره ای روی زمین میکشه دو تا دستشو پشتش غایم میکنه.....
جیمین: این مسخره بازیا دیگه چیه 😡
ات: منظورت چیه 🤔
جیمین: اینجا منم که سوال میپرسم 😡
ات: باشه 😊
جیمین: افرین خوبه حرف گوش کن باشی
ات: 😊😊
جیمین: غذا میخوری
ات به غذا هایی که خودش درست کرده
بود نگاه میکنه براش عجیب بود
که هنوز بعد این همه مدت
غذا هنوز گرمه داشت به این سوال فکر میکرد
که جیمین تونست با قدرتاش ذهن ات رو بخونه و تصمیم میگیره به سوالش جواب بده
جیمین: به خدمتکار ها گفتم که غذا رو گرم کنن
ات: اها......😳
جیمین: چیه... خب میتونم ذهنتو بخونم
ات: چی 😳😳
ات: ببخشیدا ولی کارت خیلی زشته
- ۱۰.۶k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط