دیشب داشتیم نذری پخش میکردیم...🍛
دیشب داشتیم نذری پخش میکردیم...🍛
یه پیرزنه اومد گفت : خیر از جوونیت ببینی , پیر شی ننه , یه غذا به من بده.
گفتم : مادر جان ! غذا تموم شده
گفت : خدا بزنه به کمرت , به حق ابالفضل , تیکه تیکه شی , بری زیر تریلی به حق پنج تن. ایشالا جنازه تو از تو جوب جمع کنن....😑
دیدم داره خاندانمو به باد میده , رفتم یه غذا براش خریدم دادم بهش.
گفت : پسرم ایشالا هر چی از خدا میخوای, خدا بهت بده , الهی خیر از جوونیت ببینی!!!!!!!
یعنی دکمه خاموش,روشن دعا و نفرینش به شیکمش وصل بود😂 😂 😂 😂
یه پیرزنه اومد گفت : خیر از جوونیت ببینی , پیر شی ننه , یه غذا به من بده.
گفتم : مادر جان ! غذا تموم شده
گفت : خدا بزنه به کمرت , به حق ابالفضل , تیکه تیکه شی , بری زیر تریلی به حق پنج تن. ایشالا جنازه تو از تو جوب جمع کنن....😑
دیدم داره خاندانمو به باد میده , رفتم یه غذا براش خریدم دادم بهش.
گفت : پسرم ایشالا هر چی از خدا میخوای, خدا بهت بده , الهی خیر از جوونیت ببینی!!!!!!!
یعنی دکمه خاموش,روشن دعا و نفرینش به شیکمش وصل بود😂 😂 😂 😂
- ۲.۰k
- ۲۰ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط