کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز
کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز
که پیش از این؟که هم اکنون؟
که بعد از آن؟ که هنوز؟
و با چه قید بگویم که دوستت دارم؟
که تا ابد؟که همیشه؟که جاودان؟که هنوز
سوال می کنم از تو: هنوز منتظری؟
تو غنچه می کنی این بار هم دهان، که هنوز
چقدر دلخورم از این جهانِ بی موعود؛
از این زمین که پیاپی...وآسمان که هنوز
جهان سه نقطه ی پوچی است، خالی از نامت؛
پر از«همیشه همین طور»از «همان که هنوز»
همه پناه گرفتند در پسِ «هرگز»
و پشت«هیچ»نشستند ازاین گمان که هنوز
ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می افتی!
ولی تو «باید»ی ای حسّ ناگهان که هنوز !
در آستان جهان، ایستاده چون خورشید؛
همان که می دهد از ابرها نشان،که هنوز...
شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شده
به جستجوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز
که پیش از این؟که هم اکنون؟
که بعد از آن؟ که هنوز؟
و با چه قید بگویم که دوستت دارم؟
که تا ابد؟که همیشه؟که جاودان؟که هنوز
سوال می کنم از تو: هنوز منتظری؟
تو غنچه می کنی این بار هم دهان، که هنوز
چقدر دلخورم از این جهانِ بی موعود؛
از این زمین که پیاپی...وآسمان که هنوز
جهان سه نقطه ی پوچی است، خالی از نامت؛
پر از«همیشه همین طور»از «همان که هنوز»
همه پناه گرفتند در پسِ «هرگز»
و پشت«هیچ»نشستند ازاین گمان که هنوز
ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می افتی!
ولی تو «باید»ی ای حسّ ناگهان که هنوز !
در آستان جهان، ایستاده چون خورشید؛
همان که می دهد از ابرها نشان،که هنوز...
شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شده
به جستجوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز
- ۷۵۷
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط